سفارش تبلیغ
صبا ویژن

مقاله گفتمان عدالت در دولت نهم pdf

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

  مقاله گفتمان عدالت در دولت نهم pdf دارای 34 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله گفتمان عدالت در دولت نهم pdf   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

 

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله گفتمان عدالت در دولت نهم pdf

چکیده  
مقدمه  
نگرشی به مفهوم عدالت و گفتمان  
الف. مفهوم عدالت در اندیشه غربی و اسلامی  
ب. مفهوم گفتمان  
ب. عدالت در گفتمان های«سازندگی» و «اصلاح طلبی»  
ج. عدالت در نظام معنایی گفتمان اصول‌گرایی عدالت خواه  
1 در برنامه‌های دولت، احکام و پیام‌ها  
2 دربیانات احمدی نژاد و هیات دولت  
3 در حوزه عملکردها  
د. نقد و ارزیابی گفتمان اصول‌گرایی عدالت‌خواه  
الف. دیدگاه مقام رهبری  
1 حمایت از گفتمان اصول‌گرایی عدالت‌خواه  
2 دال«عدالت گستری» در اندیشه رهبری  
3 توصیه‌ها و تذکرات مقام رهبری به دولت نهم  
ب. سایر دیدگاه‌ها  
ه‍ . پاسخ‌های دولت نهم به انتقادها  
نتیجه‌گیری  
منابع  

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله گفتمان عدالت در دولت نهم pdf

ـ نهج‏البلاغه، ترجمه و شرح سیدعلینقی فیض الاسلام، تهران: بی‏نا، 1351 ش

ـ آل‌اسحاق، یحیی، «حوزه اقتصاد جای حرفهای خاکستری نیست»، روزنامه جام جم، مورخ 1 شهریور 1386، شماره 2080، ص 7

ـ آل‌اسحاق، یحیی، «دلایل تورم در گزارش اتاق بازرگانی تهران»، روزنامه جام جم، 19 فروردین 1387، شماره 2251 ص 4

ـ ابن خلدون، عبدالرحمان، مقدمه، ج اول، ترجمه محمد پروین گنابادی، چ پنجم، تهران:انتشارات علمی‏ و فرهنگی، 1366

ـ ابن سینا، الإشارات و التنبیهات، ج چهارم، تهران:دفتر نشر کتاب، 1362

ـ ابن سینا، الشفأ و الاًّلهیات، به کوشش الاب قنواتی و سعید زاید، قاهره، 1964م

ـ احمدی نژاد، محمود، «گفتمان اصول‌گرایی و نقد و بررسی آن از منظر مقام معظم رهبری »، ماهنامه معرفت، ش 138، خرداد 1388، ص 13-

ـ احمدی نژاد، محمود، افروغ، عماد، چالش‌های کنونی ایران، تهران، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، 1380

ـ احمدی نژاد، محمود، العاملی، یاسین عیسی، الاصطلاحات الفقهیه فی الرسائل العملیه، بیروت، دارالبلاغه، 1413 ق.11

ـ احمدی نژاد، محمود، حقیقت، گوهر گمشده، جهان و سیاست، مرکز پژوهش و اسناد ریاست جمهوری،

ـ احمدی نژاد، محمود، دیپلماسی نامه، مرکز پژوهش و اسناد ریاست جمهوری، 1387

ـ احمدی نژاد، محمود، عدل و صلح، مرکز پژوهش و اسناد ریاست جمهوری،

ـ احمدی نژاد، محمود، نقد و ارزیابی گفتمان‌های سیاسی و اجتماعی مطرح در ایران( از 2خرداد 1374تا 22 خرداد 1388)، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ( زیر چاپ)

ـ اخوان کاظمی، بهرام، عدالت در اندیشه‌های سیاسی اسلام، قم، بوستان کتاب، چ دوم، 1386

ـ الهام، غلامحسین، «سخنرانی در جمع دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع)»، روزنامه خبر، شماره 7988، مورخ 4/10/1387، ص 38

ـ باری، برایان، «عدالت و خیر عمومی» ر.ک: آنتونی کوئینتن (ویراسته) فلسفه سیاسی، مرتضی اسعدی، تهران، 1374

ـ برنامه دولت نهم، تهران: دبیرخانه شورای اطلاع رسانی دولت، مرداد، 1384

ـ بشیریه، حسین، انتخابات سال 79 از چشم انداز مبارزات طبقاتی در ایران، تهران، علوم نوین، 1378

ـ بشیریه، حسین، دولت عقل، تهران، علوم نوین، 1374

ـ توکلی، احمد، «کشتی اقتصاد دولت قطب نما ندارد»، روزنامه جام جم، 7 آبان 1386، شماره 2132، ص

ـ چکیده عملکرد 3 ساله دولت مردمی، شهریور 1384، تهران، دبیرخانه شورای اطلاع رسانی دولت، انتشارات اسوه (وابسته به سازمان اوقاف و امور خیریه)، شهریور 1387

ـ حیدری کرد زنگنه، غلامرضا، «فراخوان 15 میلیون مشمول جدید برای دریافت سهام عدالت »، روزنامه خبر، 10 اسفند 1387، شماره 8038، ص2

ـ خلیلیا ن، صادق، «نکاتی پیرامون نامه 60 اقتصادان و چند پرسش؟»، کیهان، مورخ 29 آبان 1387، شماره 19235، ص 6

ـ دری نجف آبادی، قربانعلی، «اعطای سهام عدالت مشکل را حل نمی کند»، روزنامه خبر، مورخ 29 دی ماه 1387، شماره 8007 ص 2

ـ رضایی، عبدالعلی/ عبدی، عباس، انتخاب نو، تحلیل‌های جامعه شناسانه از واقعه دوم خرداد، تهران، طرح نو، چاپ سوم، 1387

ـ زارعی، مجتبی، حکمت و دیالیکتیک، (گفتارهای در اندیشه و روش دکتر محمود احمدی نژاد، محمود، رئیس جمهوری اسلامی ایران)؛ قم، نشر مجنون، 1387

ـ صدر، محمدباقر، اقتصادنا، بیروت: دارالتعارف، 1979م، 1399ه‏ ق

ـ صفایی دلویی، محمد، جبهه مشارکت ایران، تهران، نسل کوثر،

ـ طوسی، خواجه نصیرالدین، اخلاق ناصری، تصحیح مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران: خوارزمی، چ پنجم، 1373

ـ طوسی، خواجه نظام الملک، سیاستنامه، تصحیح عباس اقبال، تهران، اساطیر، چ دوم، 1369

ـ فارابی، ابونصر محمد، فصول المدنی، تحقیق م.دنلوپ، انگلستنان :کمبریج، 1961م

ـ فارابی، ابونصرمحمد، اندیشه‏های اهل مدینه فاضله، ترجمه و تحشیه سیدجعفر سجادی، تهران، طهوری، چاپ دوم‏، 1361

ـ مک دانل، دایان، مقدمه ای بر نظریه‌های گفتمان، ترجمه حسین علی نوذری، تهران، فرهنگ گفتمان، 1380

ـ نظری، علی اشرف/ سازمند، بهاره، گفتمان هویت و انقلاب اسلامی ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، بهار 1387

ـ هوارث، دیوید، «نظریه گفتمان»؛ ترجمه سیدعلی اصغر سلطانی، فصلنامه علوم سیاسی، شماره 2، پاییز 1377، ص156-183

ـ وزارت اوقاف و الشئون الاسلامیه، الموسوعه الفقهیه، الجزء الثلاثون، الکویت: دارالصفوه، 1414 ق

- chaimPrelman.justice et Raison, edition de universitie de puxelles, 2ed,

چکیده

بررسی جایگاه عدالت در گفتمان‌های سیاسی، اجتماعی جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که این گفتمان‌ها، عملکردهای افراطی و تفریطی داشته‌اند: در گفتمان سازندگی، عدالت تاحدودی مغفول ماند و در گفتمان اصلاح طلبی نیز مسائل اقتصادی، عدالت و ارزش‌ها دچار نگرش تفریطی شد. و در اثر این افراط و تفریط، کشور دچار بی‌ثباتی‌های فراوان گردید. در گفتمان اصول گرایی عدالت خواه دولت نهم، با احیای ارزش ها و آرمان‌های انقلاب، بر محور دال مرکزی «ولایت»، دال‌های چهارگانه «عدالت گستری»، «مهرورزی»، «پیشرفت و تعالی مادی و معنوی»، و «خدمت رسانی» مفصل‌بندی و تلاش شد تا توجه ویژه‌ای به عدالت و عدالت گستری شود. اما در این گفتمان نیز به عدالت، رنگ و لعاب اقتصادی گرفته، اجرای عدالت اقتصادی، دچار مشکلات و شتابزدگی‌ گردید

به نظر می‌رسد، هیچ یک ازگفتمان‌های انقلاب اسلامی، نمونه کامل و آرمانی اجرای آرمان‌های انقلاب اسلامی نبوده‌اند. ولی همه آنها در تعاقب یکدیگر بوده، گفتمان‌های بعدی مزیت های بیشتری نسبت به گفتمان قبلی داشته‌اند. از این‌رو، می‌توان گفتمان اصول‌گرایی عدالت خواه را، از دو گفتمان قبلی سازندگی و اصلاح‌طلبی، کم‌عیب‌تر دانست

کلید واژه‌ها: عدالت، گفتمان سازندگی، گفتمان اصلاح طلبی، گفتمان اصول‌گرایی، تحول اقتصادی، تورم

 

مقدمه

بر اساس آموزه‌های قرآنی، یکی از از اهداف بنیادین رسالت پیامبران الهی تحقق عدالت بوده است. به همین دلیل، انقلاب اسلامی ایران هم، به ویژه در خلال سی و یک سال گذشته، همواره تحقق این آرمان سترگ الهی و بشری را وجهه همت خود قرار داده همه گفتمان‌های این انقلاب دینی ـ کم و بیش‌ـ به این آرمان بلند توجه داشته‌اند و در حد توان خویش در تحقق آن تلاش کرده‌اند. البته، بدیهی است که میزان پرداخت هر یک از این گفتمان‌‌ها به مقوله با اهمیت عدالت از یک نواختی و کمیت و کیفیت یکسانی برخوردار نبوده است. از جمله با روی کار آمدن دولت نهم در سوم تیر 1384، موضوع عدالت به عنوان موضوعی محوری در گفتمان اصول‌گرایان این دولت اهمیت ویژه‌ایی یافت. به همین دلیل، گفتمان دولت نهم را می‌توان به «اصول‌گرایی عدالت خواه» موسوم نمود. نوشتار حاضر تلاش می‌کند با طرح این پرسش از نگاه دولت نهم، در حد مقدور جایگاه نظری و عملی موضوع عدالت را در این گفتمان تبیین نماید

مدعای این نوشتار این است که، به نظر می‌رسد، کلیه گفتمان‌های مهم دوران سی و یک ساله انقلاب اسلامی ـ 1357تا 1388ـ از جمله گفتمان‌های سازندگی، اصلاح‌طلبی، و اصول‌گرایی، در جهت تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی، تلاش نظریه پردازانه و اقدامات عملی خود را با طرح دال‌ها وشعارهای لازم ساماندهی کرده‌اند. ولی به‌طور طبیعی و با وجود موانع و مشکلات تاریخی، ساختاری، عملکردی و;، با ناکارآمدی‌ها و ضعف‌هایی مواجه بوده‌اند. یکی از این ضعف‌ها، عدم پرداخت کافی به حوزه نظریه پردازی و نهادینه سازی اجرای عدالت می‌باشد. در حقیقت، می‌توان اذعان نمود که گفتمان اصول‌گرایی عدالت خواه دولت نهم، گام‌های اولیه را در این مسیر با وجود دشواری‌های زیاد برداشته است. در این گفتمان، موضوع عدالت به شکل مبنایی و در قالب یکی از دال‌های چهارگانه و بنیادین در نظام معنایی و زیر بنای اقدامات اساسی دولت نهم گنجانده شده است. از این‌رو، می‌توان گفتمان اصول‌گرایی عدالت خواه را، دست کم در حوزه مفصل بندی و ارائه دال‌های خود، از دو گفتمان قبلی کم عیب‌تر دانست. توجه این گفتمان به موضوع عدالت و عدالت گستری، بسیار افزون‌تر از گفتمان‌‌های قبلی است. در واقع، عدالت‌خواهی از ویژگی اصلی و مبنایی این گفتمان ونظام معنایی آن، در عرصه داخلی و خارجی به شمار می‌آورد. هر چند این گفتمان نیز در زمینه اجرا و تحقق دال‌های سیاسی و اجتماعی خود ـ همانند عدالت ـ با ناکارآمدی‌های مهمی مواجه بوده است. تذاکرات و توصیه‌های مکرر رهبری اشعار بر اهمیت رفع این معایب دارد

 

نگرشی به مفهوم عدالت و گفتمان

الف. مفهوم عدالت در اندیشه غربی و اسلامی

از دیر باز تاکنون، یکی از اشتغالات عمده اندیشمندان، جستجوی مبانی عدالت و قانون عادلانه در جامعه‏ بوده است. در فلسفه سیاسی غرب، یکی از مشکلات اساسی درباره‏ مفهوم عدالت، گستردگی تعاریف و برداشت‌ها درباره آن است. یکی از اندیشمندان غربی به نام پرلمان (Prelman) معتقد است، چند معنایی بودن مفهوم عدالت موجب استعمال آن به صُور متنوع و مختلط شده است. از این‌رو، احصای تمام معانی عدالت، وَهمی بیش نیست. وی چند معنای‏ آشتی‏ناپذیر این مفهوم را به شرح زیر عنوان می‏کند

1 به هر کس چیزی یکسان تعلق گیرد

2 به هر کس متناسب با شایستگی‏اش چیزی اختصاص یابد

3 به هر کس متناسب با کارکرد و تولیداتش چیزی اختصاص یابد

4 به هر کس متناسب با نیازهایش چیزی تعلق گیرد

5 به هر کس متناسب با رده و طبقه‏اش چیزی داده شود

6 به هر کس متناسب با آنچه قانون برای وی در نظر گرفته چیزی اختصاص یابد

پرلمان همه معانی مزبور را نقد نموده و اشکالات بسیاری را بر آنها وارد می‏سازد. از نظر وی، مفهوم مشترک در معانی فوق از عدالت، در معنای صوری آن، یعنی «عمل به طریقه برابر» نهفته است. وی عقیده دارد که «هم مفهوم انتزاعی عدالت و هم مفهوم انضمامی آن، از حیث‏ معنا متعدد و متکثّر هستند; زیرا اختلافات ارزشی در گذشته و حال و در کل جوامع و همچنین تغییر ارزش‌های اجتماعی در گردونه زمان، باعث تغییر در رویه اِعمال عدالت و مفاهیم انضمامی آن است.»

برخی در یک منظرِ عمومی، مشاجره فلاسفه سیاسی غرب، اعم از کلاسیک و مدرن، درباره عدالت را ناشی از تعبیر این مفهوم در سه معنای متفاوت می‏دانند. «به عبارت دیگر، در تعابیر مختلف، عدالت بر یکی از سه اصل زیر استوار است: 1) برابری، 2) شایستگی، 3) نیاز.» اندیشمند معاصر بریان باری بر این باور است که، «مفهوم عدالت امروز به نحوی تحلیلی به استحقاق و نیاز وابسته شده است، به‏ طوری که با اِتقان می‏توان گفت: بخشی از آنچه هیوم قواعد عدالت می‏نامید، غیرعادلانه بوده است.»

نظر کلی آنتونی کوئینتن نیز درباره مفهوم عدالت، شایان توجه است. وی دو نظریه بنیانی و عمومی در این باره دارد که یکی نظریه سلبی و دیگری نظریه ایجابی است

نظریه سلبی در مورد عدالت این است که، دولت نباید با شهروندان با تبعیض و تفاوت رفتار کند، مگر در صورتی که در زمینه‏های مورد نظر میان خود ایشان‏ تفاوت‏هایی وجود داشته باشد. در حالی که، بنا بر نظریه ایجابی عدالت، دولت‏ باید در پی آن باشد که نابرابری‏های طبیعی و امتیازات شهروندان را از میان‏ بردارد و یا آن را جبران کند. می‏توان استدلال کرد که، دو نظریه اخیر هیچ گونه‏ تفاوت واقعی با یکدیگر ندارند; زیرا همان را که یک طرف نابرابری طبیعی‏ قلمداد می‏کند که دولت باید آن را برطرف کند، طرف دیگر می‏تواند تفاوتی بداند که تبعیض در رفتار دولت راتوجیه می‏کند;

باید گفت: همواره دو مقوله مهم‏ «قدرت» و «ثروت» مورد توجه عدالت‏جویان بوده است. از این‏رو، اجمالاً تاریخ عدالت‏خواهی در مغرب زمین را می‏توان‏ در دو نهضت عمده مشاهده کرد

«نهضتِ نخست، حساسیت عمده‏اش را معطوف توزیع‏ عادلانه قدرت در جامعه نمود. این نهضت از اندیشه‏های‏ سیاسی، معرفت شناختی و انسان شناختی خاصی آغاز گشت‏ و نهایتاً به مشروط کردن قدرت مطلقه انجامید و نظام‏های‏حکومتی مشروطه و دموکراتیک را معرفی نمود. بدین‏ترتیب، کانون توجه دموکراسی، قدرت بود و شاخصه‏ مهم‏عدالت، توزیع عادلانه قدرت به شمار می‏آمد. نهضت‏ دوم، سوسیالیزم بود که در قرن نوزدهم آغاز گشت و در اوایل‏ قرن‏بیستم به بار نشست. عدالت‏جویی سوسیالیزم بیشتر معطوف به ثروت و قدرت ناشی از ثروت و اشرافیت و مالکیت‏ وتبعیض طبقاتی بود و شاخصه مهم عدالت نزد او، توزیع ثروت‏ محسوب می‏شد

البته، امروزه در بیشتر نظریات عدالت در اندیشه‏های‏ سیاسی‏غرب، نسبیّت و تابع هر نوع ذوق و سلیقه شدن مشاهده می‏شود، به گونه‏ای که‏ بعضی‏از تعابیر و استنباط‌های جدید از این واژه، فاقد تناسب با معنای لغوی و عمومی‏ آن است. گرچه چنین امری، دامنه نظریه‏پردازی دراین حوزه را گسترش زیادی داده است

همچنین درباره مفهوم عدالت تعریف‏ها و دیدگاه‏های متنوع و متعدّدی‏ به وسیله اندیشمندان رشته‏های گوناگون علوم اسلامی، در گذشته و حال، عرضه شده است. بیشتر این دانشورانِ اسلامی، به وجود تعریف مفهوم مزبور در متون‏ اسلامی اذعان دارند. به عنوان نمونه، شهید محمدباقر صدر بر این باور است که، تفسیر عدالت‏ در اسلام، به جای آن که انتزاعی و باز باشد، انضمامی و متعیّن و واقعیتی زنده و عجین با اسلام است و با بینش تفصیلی آن پیوند کامل دارد

برخی از تعاریف کلی مفهوم عدالت که، در نحله‏ها و گرایش‌های مختلف این اندیشه، مانند فلسفه سیاسی، فقه سیاسی، اندرزنامه نویسی، ادبیات‏ سیاسی و تاریخ و فلسفه اجتماعی آمده، بدین شرح است

1 عدالت، خصیصه ماهوی نظم بر کائنات

2 عدالت به معنای «وضع کل شئ فی موضعه» یعنی قرار دادن هر چیز در جای خویش

3 عدالت به معنای «اعطأ کلّ ذی‏حق حقّه» یعنی حق را به حق‏دار رساندن و ایفای اهلیّت‏ و رعایت استحقاق‏ها و نفی تبعیض و عدم ترادف با برابری مطلق

4 .عدالت به معنای اعتدال‏گرایی، میانه‏روی و رعایت ملکات متوسطه

5 عدالت به معنای تعادل سه قوه در نفس و مدینه و سپردن راهبری نفس و مدینه به خرد و خردمندان

6 عدالت به معنای راستی و راستکرداری و راست کردن

7 عدالت به معنای تناسب و تساوی جرم با مجازات در حوزه قضا

8 عدالت به معنای تأمین مصلحت عمومی، به بهترین وجه ممکن و اصلی‏ترین مبنای‏ تأمین عمران و امنیّت

9 عدالت در مدینه، به معنای تقسیم مساوی خیرات مشترک عمومی

10 عدالت به معنای «حُسن در مجموع» و کمال فضایل و جور به معنای «مجموعه و تمام‏ رذایل.»

11 عدالت به معنای تقوای فردی و اجتماعی و همسازی با نظم الهی حاکم بر طبیعت

12 عدالت به معنای انصاف

13 عدالت به معنای عقد و قرارداد اجتماعی افراد، با هدف تقسیم کار در حیات مدنی‏ مبتنی بر شریعت

14 عدالت به معنای مفهومی همسان با عقل و خرد عملی

15 عدالت از دید فقها، به معنای ملکه راسخه‏ای که موجب ملازمت تقوا در ترک‏ محرمات‏و انجام واجبات می‏گردد

16 عدالت به معنای استقامت در طریق شریعت

لازم به یادآوری است، برخی از این تعریف‏ها رواج افزون‌تری دارد. از جمله اکثر اندیشمندان اسلامی، اعم از قدیم و جدید، اذعان‏داشته‏اند که «عدالت به معنای قرار دادن هر چیز در جای‏ خویش و حق را به حق‏دار رساندن و ایفای اهلیت و رعایت‏ استحقاق‏ها است» به هر حال، این تعریف از اجماعی‌‌ترین تعاریف درباره عدالت در آراء اندیشمندان متقدم و متاخر اسلامی است

ب. مفهوم گفتمان

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

کلمات کلیدی :

مقاله دموکراسی و اخلاق لیبرالی pdf

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

  مقاله دموکراسی و اخلاق لیبرالی pdf دارای 31 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله دموکراسی و اخلاق لیبرالی pdf   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

 

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله دموکراسی و اخلاق لیبرالی pdf

چکیده  
مقدمه  
مفهوم دموکراسی  
الزامات اخلاقی دموکراسی  
اخلاق انسانی و عقلانیت لیبرالی  
پایه های عقلانیت لیبرالی  
1 اومانیسم  
2 فردگرایی  
3 عقل گرایی  
4 سودگرایی  
نتیجه گیری  
منابع  

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله دموکراسی و اخلاق لیبرالی pdf

احمدی، بابک،‎1377، معمای مدرنیته، تهران، مرکز

افلاطون، 1379، جمهور، ترجمه فؤاد روحانی، تهران، علمی و فرهنگی

ـــــ ، 1380، دوره آثار افلاطون، ترجمه محمدحسن لطفی، تهران، خوارزمی

انبشتاین، ویلیام و ادوین فاگلمان، 1366، مکاتب سیاسی معاصر، ترجمه حسینعلی نوروزی، تهران، دادگستر

آربلاستر، آنتونی، 1377، ظهور و سقوط لیبرالیسم غرب، ترجمه عباس مخبر، تهران، مرکز

بشیریه، حسین، 1386، آموزش دانش سیاسی، تهران، نگاه معاصر

بکر، لارنس سی، 1380، فلسفه اخلاق، قم، مؤ سسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره

پاتوچکا، یان، 1378، سقراط: آگاهی از جهل، ترجمه محمود عبادیان. تهران، هرمس

پوپر، کارل ریموند، 1364، جامعه باز و دشمنانش، ترجمه عزت الله فولادوند، تهران، خوارزمی

دو کاسه، پیرو، 1367، فلسفه های بزرگ، ترجمه احمد آرام، تهران، کتاب پرواز

دوبنوا، آلن، 1372، دموکراسی از نظر فیلسوفان قدیم و جدید، ترجمه بزرگ نادرزاده، اطلاعات سیاسی ـ اقتصادی، ش 69، 70

راسل، برتراند، ‎1373، تاریخ فلسفه غرب، ترجمه نجف دریابندری، تهران، پرواز

رندال، هرمن، 1376، سیر تکامل عقل نوین، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی و فرهنگی

شومپیتر، جی. ا. ‎1354، کاپیتالیسم، سوسیالیسم و دموکراسی، ترجمه حسن منصور، تهران، دانشگاه تهران

شهرام نیا، مسعود، 1385، جهانی شدن و دموکراسی در ایران، تهران، نگاه معاصر

فروند، ژولین،1381، سیاست و اخلاق، در: مجموعه مقالات در باب دموکراسی، تربیت، اخلاق و سیاست، ترجمه بزرگ نادرزاده، تهران، چشمه

کاپلستون، فردریک، 1370(الف)، تاریخ فلسفه (از هابز تا هیوم)، ترجمه امیر جلال الدین اعلم، تهران، علمی و فرهنگی و سروش

ـــــ ،1370(ب)، تاریخ فلسفه (از بنتام تا راسل)، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، تهران، علمی و فرهنگی و سروش

کارلتن کلایمر، رودی و دیگران، 1351، آشنایی با علم سیاست، ترجمه بهرام ملکوتی، تهران، امیرکبیر

کوهن، کارل، 1373، دموکراسی، ترجمه فریبرز مجیدی، تهران، خوارزمی

گلشنی، مهدی، 1377، از علم سکولار تا علم دینی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

لاک، جان، 1380، جستاری در فهم بشر، ترجمه رضازاده شفق، تهران، شفیعی

لسناف، مایکل ایچ، 1387، فیلسوفان سیاسی قرن بیستم، ترجمه خشایار دیهمی، تهران، کوچک

لنگستر، لین و، 1376، خداوندان اندیشه سیاسی، ترجمه علی رامین، تهران، علمی و فرهنگی

مجتهد شبستری، محمد، 1379، نقدی بر قرائت رسمی از دین، تهران، طرح نو

میل، جان استوارت، 1369، تأملاتی درباره حکومت انتخابی، ترجمه علی رامین، تهران، نشر نی

ـــــ ، 1388، فایده گرایی، ترجمه مرتضی مردیها، تهران، نشر نی

نصر، حسین، 1374، جوان مسلمان و دنیای متجدّد، ترجمه مرتضی اسعدی، چ دوم، تهران، طرح نو

نیچه، فریدریش ویلهلم، 1377، چنین گفت زرتشت، ترجمه مسعود انصاری، تهران، جامی

وحیدی منش، حمزه علی، 1382، مقایسه مبانی مردم سالاری و لیبرال دموکراسی، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره

وینست، اندرو، 1378، ایدئولوژی های سیاسی مدرن، ترجمه مرتضی ثاقب فر، تهران، ققنوس

هانتینگتون، سموئل، 1370، سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، علم

هلد، دیوید، 1369، مد ل های دموکراسی، ترجمه عباس مخبر، تهران، روشنگران

هیوم، دیوید، 1377، تحقیق در مبادی اخلاق، ترجمه رضا تقیان ورزنه، بی جا، گویا

Barry, Norman, 2000, An in Introduction to Modern Political Philosophy، Fourth Edition, Macmillan Press

Harrison, W, 1948, A Fragment On Government with an Introduction to the Principles of the Morals and Legislation, Oxford

Pennock, Roland, 1979, Democratic Political Theory, Princeton, Princeton University Press

Simon Blackburn, 1994, The Oxford Dictionary of Philosophy, New York, Oxford University Press

Waldron, Jermyn, 1998, “Liberalism”, Edward Craig, ed., Rutledge encyclopedia of Philosophy, v.5, London, Rutledge

چکیده

دموکراسی داعیه دار مردم داری و ضدیت با استبداد در چارچوب اضلاع سه گانه «قانون گرایی»، «مشارکت سیاسی» و «نظارت پذیری» است. ولی هدف یاد شده با تکیه صرف بر این اضلاع، دور از دسترس به نظر می رسد. صفحات تاریخ اقدامات سیاه پرشماری از دموکراسی ها را به ثبت رسانده است. آنچه موجب شده دموکراسی با ظاهری انسانی به فرجامی چنین غیرانسانی گرفتار شود، ضعف و یا به عبارت دیگر، فقدان ضلع چهارمی به نام «اخلاق» بوده است. واقعیت این است که دموکراسی با موجودی به نام انسان سروکار دارد که در عین بهره مندی از قوّه خرد، سودجو، خودخواه و استخدام گر است. افتادن قدرت به دست چنین موجودی از هر طریقی، او را به سمت طغیان و زیر پا نهادن هر محدودیتی، از جمله قواعد محدود کننده دموکراسی سوق می دهد. آنچه موجب می شود انسانی با این خصوصیات، به تکالیف صادره شده از سوی دموکراسی، که نوعاً همسنخ قواعد اخلاقی هستند، گردن نهد، این است که دموکراسی در یک بستر عقلانی و منطقی موجّه ساز اخلاق کشت شود. تنها در چنین صورتی است که انسان سودجو التزام به قواعد دموکراسی را منطقی خواهد یافت و به محدودیت های آن سر خواهد سپرد. اما واقعیت نه چندان آشکاری که وجود دارد، این است که بسیاری از مکاتب مدعی دموکراسی، از فراهم ساختن چنین بستری برای دموکراسی عاجز مانده اند و ادعاهای دموکراسی خواهانه آنها در واقعیات اجتماعی مجال بروز پیدا نمی کند

مقاله پیش رو مسئله یاد شده را در خصوص لیبرالیسم،  به عنوان بزرگ منادی دموکراسی، بررسی کرده است. نتیجه به دست آمده نامناسب بودن عقلانیت لیبرالی برای کشت و باروری دموکراسی را نشان می دهد. در واقع، لیبرالیسم با ترتیب دادن عقلانیت مبتنی بر اومانیسم، فردگرایی، سکولاریسم و سودگرایی در وهله اول، قواعد اخلاقی را بی اعتبار ساخته، و سپس التزام به قواعد دموکراسی را جز در مواقعی که برای فرد سودی در میان باشد، غیرمعقول نشان داده است

کلیدواژه ها: اخلاق، دموکراسی، عقلانیت لیبرالی و لیبرال دموکراسی

مقدمه

امروزه دموکراسی جاذبه فوق العاده ای پیدا کرده است. عمده مکاتب مطرح دنیا و بسیاری از متفکران و صاحب نظران به نوعی، خود را مجری و مدافع آن می دانند. منزلت دموکراسی چنان فراگیر و عالم گستر شده است که حتی سخت ترین مستبدان از ابراز مخالفت آشکار با آن سر باز می زنند. پیچیدگی مفهوم دموکراسی از یک سو، و مشکل شدن تشخیص مدعیان راستین از مدعیان دروغین دموکراسی از سوی دیگر، محصول چنین وضعیتی است. این پیچیدگی در تقابل میان لیبرال ـ دموکراسی و مردم سالاری دینی به وضوح قابل مشاهده است. درحالی که لیبرالیسم خود را بزرگ منادی و حتی اصل و اساس دموکراسی می خواند، منتقدان لیبرالیسم، از جمله برخی باورمندان به مردم سالاری دینی، چنین ادعایی را نوعی انحصارطلبی و در تضاد با روح دموکراسی تلقی می کنند (ر.ک: وحیدی منش، 1382)

ادعای این نبشتار آن است که دموکراسی برای نشو و نما و ادامه حیات، نیازمندی های زیادی دارد. نیاز به اخلاق از جمله مهم ترین این نیازها به شمار می رود. در واقع، دموکراسی تنها در فضایی امکان ثمردهی می یابد که در آن اخلاق نقش برجسته و تعیین کنند ه ای داشته باشد. در غیاب اخلاق، دموکراسی اگر حیاتی هم بیابد، نمی تواند تداوم داشته باشد؛ به زودی پژمرده و نابود می شود. بدین روی، تلاش شده است این مسئله در نظام فکری لیبرالیسم بررسی گردد. تلاش بر این است که بدانیم آیا لیبرالیسم متناسب با ادعاهای دموکراسی خواهانه اش، عوامل و زمینه های لازم برای حیات، رشد و ثمردهی دموکراسی را به همراه دارد یا خیر؟ برای نیل به این مقصود، لازم است نخست مفهوم نسبتاً روشنی از دموکراسی داشته باشیم و به دنبال آن، از اقتضائات اخلاقی دموکراسی سخن بگوییم و در نهایت، بررسی کنیم که پاسخ لیبرالیسم به نیازهای اخلاقی دموکراسی چیست؟

 

مفهوم دموکراسی

دموکراسی در طول زندگی بس طولانی اش، معانی بسیاری را تجربه کرده است، مکاتب فکری و حتی به صورت فردی، صاحب نظران عرصه سیاست و حکومت به فراخور پیش زمینه های فکری و نوع نگاهشان به هستی، به تفاسیر متفاوتی از آن روی آورده اند. درک بسیار متمایز و متفاوت از دموکراسی در میان نظام‏های اجتماعی و اقتصادی، موجب شده است برای عده ای، همانند الیوت، این سؤال پیش بیاید که آیا دیگر مفهومی برای دموکراسی باقی مانده است؟ (دوبنوا، 1372، ص 24)

تعریف دموکراسی به حکومت مردم بر مردم، در عین شهرت و سادگی، بیشترین ابهام ها را دارد (هلد، 1369، ص 14). شومپیتر تحت تأثیر ماکس وبر، تعریف نخبه گرایانه ای از دموکراسی ارائه داده و با توجه به واقعیاتی که به نام دموکراسی در جوامع غربی در جریان است، انکار می کند که اساساً دموکراسی به معنای حکومت مردم بر مردم باشد. از نظر وی، دموکراسی به این معنا نیست و نمی تواند باشد که بازای هر معنای روشنی که برای اصطلاحات مردم و حکومت کردن قایل شویم، حقیقتاً مردم حکومت می کنند. دموکراسی تنها به این معناست که مردم می توانند کسانی را که بر مقدرات آنان حکومت خواهند کرد، بپذیرند یا رد کنند

(شومپیتر، 1354، ص 359)

او هدف از دموکراسی را به جریان انداختن اراده مردم در حکومت نمی داند، بلکه هدف آن را در این می داند که با سازوکارهایی که دموکراسی در اختیار می نهد، ـ همانند انتخابات، نظارت، مشارکت اجتماعی و تبدیل دوره ای کارگزاران ـ از استبداد جلو گیری شود (هلد، 1369، ص253)

کارل کوهن قریب به این مضمون دموکراسی را حکومت جمعی می دانند که در آن، مردم اجمالاً مشارکت دارند (کوهن، 1373، ص27). برخی برای کاستن از ابهام ها و واقعی کردن معنای دموکراسی، نمایندگی و انتخابات را عناصر اساسی دموکراسی دانسته اند (کارلتن کلایمر، 1351، ص 138). ساموئل هانتینگتون و دیوید هلد بر این باورند که نظام سیاسی زمانی دموکراتیک خواهد بود که در آن، سران حکومت در یک فضای آزاد و رقابتی به صورت دوره ای برگزیده شوند و همه واجدان شرایط حق رأی دادن داشته باشند (هانتینگتون، 1370، ص 7؛ هلد، 1369، ص295). لیپست نیز در کتاب انسان سیاسی به عنصر انتخابات در دموکراسی توجه ویژه نموده و ابراز داشته است

در یک جامعه پیچیده، دموکراسی را می توان به مثابه نظام سیاسی تعریف کرد که فرصت های قانونی منظمی برای تغییر دادن حکومت گران فراهم می آورد و سازوکاری اجتماعی که به گسترده ترین بخش های ممکن جمعیت اجازه می دهد تا با انتخاب مدعیان عرصه سیاست، بر تصمیم گیری های عمده تأثیر بگذارد (آربلاستر، 1377، ص 504)

اگر بخواهیم تعاریف مربوط به دموکراسی را برای سهولت دریافت معنای آن دسته بندی کنیم، باید تعریف های مزبور را از سنخ تعریف های روشی بدانیم. در تمام تعریف های یاد شده، نقش فی الجمله مردم ـ با هر عقیده و مرامی ـ در فرایند مدیریت و هدایت حکومت پذیرفته شده است. در مقابل این معنا، رویکرد دومی وجود دارد که به رویکرد ارزشی و ایدئولوژیک از دموکراسی معروف است. در تلقی نخست، به دموکراسی صرفاً به مثابه روشی برای اداره و سامان بخشی جامعه و تسهیل در مدیریت جامعه نگاه می شود، بدون اینکه در آن محتوای ایدئولوژیک خاصی لحاظ شده باشد، درحالی که در رویکرد دوم، دموکراسی آشکارا ماهیت ایدئولوژیک دارد و محتوای آن با درون مایه های اومانیستی، سکولاریستی، لیبرالیستی، عمل گرایی، نسبی گرایی، خودمختاری فردی، اصالت قرارداد و حاکمیت مردم اشراب شده است (بشیریه، 1386، ص 273ـ274).[1] طبق دیدگاه مزبور می توان گفت

حکومت دموکراتیک از آن نظر که یک حکومت است، هیچ تفسیری از جهان، انسان، عقیده، و آیینی را برتر از دیگری نمی شناسد و هیچ فلسفه ای را مقدم بر فلسفه دیگر نمی دارد (مجتهد شبستری، 1379، ص 110)

به عبارت دیگر

دموکراسی روشی صرف برای اداره جامعه نیست، بلکه مجموعه ای از باورهای هستی شناسانه، انسان شناسانه و نیز مجموعه ای از رویکردها نسبت به ارزش ها، اهداف و آرمان ها را شامل خواهد شد که جملگی پهنه حیات سیاسی ـ اجتماعی جامعه را تحت تأثیر خود قرار می دهد (شهرام نیا، 1385، ص 128)

به نظر می رسد دموکراسی به مثابه ایدئولوژی، نگرشی استبدادی و تحمیلی است و آشکارا با ذات دموکراسی، که ضدیت با استبداد باشد، در تضاد است. به همین سبب، از این رویکرد فاصله می گیریم و تلقی روشی به دموکراسی را بر دموکراسی ایدئولوژیک ترجیح می دهیم. در نگرش منتخب، دموکراسی از هرگونه تعرض به عقاید و باورهای دینی و ایمانی مردم پرهیز می کند و تمام هدفش را معطوف به فراهم ساختن سازوکارهایی می کند که به واسطه آنها، مردم در مدیریت جامعه صاحب نقش باشند و بتوانند به شکل مطمئنی، برای خود در برابر استبداد مصونیت ایجاد کنند. با این نگاه، دموکراسی وضعیت کاملاً انعطاف پذیری پیدا می کند و عملاً می تواند خود را با انواع ایدئولوژی ها و مکاتب دینی و غیر دینی وفق دهد

ماهیت دموکراسی سیاسی به عنوان مجموعه ای از شیوه ها و رویه ها، آن را قادر می سازد که خود را با بسیاری از نهادهای سیاسی و اقتصادی تطبیق دهد. آن گونه که تجربه نشان داده است، نظام دموکراسی با اشکال حکومتی جمهوری، پادشاهی، نظام های دوحزبی و چندحزبی کم و بیش با سرمایه داری، سوسیالیسم و یا دولت رفاه، با انواع مختلف اعتقادات مذهبی و غیرمذهبی و با سطح گوناگون پیشرفت های آموزشی و رفاه اقتصادی سازگار است (انبشتاین، 1366، ص 240)

در رویکرد مورد نظر، مشارکت پذیری، قانون گرایی، و نظارت پذیری عناصر سه گانه دموکراسی محسوب می شوند. بر اساس عنصر نخست، مردم فرصت می یابند در فرایند مدیریت جامعه از طریق انتخاب مستقیم و غیرمستقیم کارگزاران حکومت، نقش ایفا کنند و این خود موجب می شود اولاً، منافع جمعی محور عمل حکومت قرار گیرد. ثانیاً، امکان سوء استفاده از قدرت از سوی صاحبان قدرت کاهش یابد. کارکردی که عنصر دوم دارد این است که بر اساس آن، مشارکت مردمی شکل و چارچوب منطقی به خود می گیرد و در اثر آن، احتمال اینکه حکومت به دام استبداد اکثریت و عوام زدگی بیفتد، کاهش پیدا می کند. اما نقشی که در این بین ضلع سوم ایفا می کند، نقش تکمیلی و حفاظتی است. بر اساس عنصر نظارت، حکومت به صورت مستمر به اشکال گوناگون تحت نظر قرار می گیرد و بدین صورت، احتمال تخطی حکومت از وظایف محول شده اش کاهش پیدا می کند

الزامات اخلاقی دموکراسی

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

کلمات کلیدی :

مقاله شهید صدر و چالشهای پیش روی جامعه اسلامی pdf

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

  مقاله شهید صدر و چالش‌های پیش روی جامعه اسلامی pdf دارای 29 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله شهید صدر و چالش‌های پیش روی جامعه اسلامی pdf   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

 

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله شهید صدر و چالش‌های پیش روی جامعه اسلامی pdf

چکیده:  
مقدمه  
1 چالش های فکری  
تهاجم از بیرون  
تحجر از درون  
تأویل های التقاطی  
2 راهبرد شهیدصدر در مواجهه با چالش ها  
توحیدمحوری  
وحدت اسلامی  
دولت اسلامی  
مرجعیت صالح درمان عصر غیبت  
ویژگی های مرجعیت صالح  
وظایف و اختیارات مرجع صالح  
رابطه امت و مرجعیت در دولت اسلامی  
نتیجه گیری  
منابع  

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله شهید صدر و چالش‌های پیش روی جامعه اسلامی pdf

نهج البلاغه (1379)، ترجمه محمد دشتی، قم، مستشرقین

جمشیدی، محمدحسین (1377)، اندیشه سیاسی شهید رابع شهیدمحمدباقر صدر، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی

حائری، سیدکاظم (بی تا)، مباحث الاصول، قم، مکتب الاعلام الاسلامی

حسینی، محمد (1989م)، الاسس الاسلامیه الامام الشهید السید محمد باقر صدر، بیروت، دارالفرات

خراسانی، رضا (1390)، بررسی وظایف فرد و دولت در تحقق شریعت، پایان نامه دکتری، دانشگاه باقرالعلوم(ع)

دکمجیان، هرایر (1377)، جنبش های اسلامی معاصر در جهان عرب، ترجمه حمید احمدی، تهران، کیهان

رفاعی، عبدالجبار، ابعاد نواندیش شهید صدر (بی تا)، پگاه حوزه، ش 79ـ80

صدر، سیدمحمدباقر (بی تا الف)، المحنه، قم، ذوالفقار

ـــــ (بی تا ب)، عمل صالح از دیدگاه قرآن، ترجمه جمال موسوی، بی جا، بی نا

ـــــ (بی تا ج)، الاسلام یقود الحیاه، تهران، وزارت ارشاد اسلامی

ـــــ (بی تا د)، منابع القدره فی الدوله الاسلامیه، بیروت، التعارف للمطبوعات

ـــــ (بی تا ه)، اهل البیت تنوع ادوار و وحده هدف، بیروت، التعارف للمطبوعات

ـــــ (بی تا و)، فدک اهل البیت، المجموعه الامله السید الصدر، لمؤلفات التعارف للمطبوعات، بیروت

ـــــ (بی تا ز)، نقش پیشوایان شیعه در بازسازی جامعه اسلامی، ترجمه علی اسلامی، تهران، روزبه

ـــــ (بی تا ح)، تشیع یا اسلام راستین، ترجمه علی اکبر مهدی پور، تهران، روزبه

ـــــ (بی تا ط)، رسالتنا، تهران، مکتبه النجاح

ـــــ (1403ق)، دور الائمه فی الحیاه الاسلامیه، بیروت، دارالزهرا

ـــــ (1408ق)، فلسفتنا، بی جا، المجمع العلمی للشهید صدر

ـــــ (1982م)، الاسس المنطقیه للاستقراء، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات

ـــــ (1981م)، المدرسه القرآنیه، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات

ـــــ (1979م)، اقتصادنا، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات

ـــــ (1399ق (الف))، لمحه فقیه تمهیدیه عن مشروع دستور الجمهوریه الاسلامیه فی ایران، تهران، جهاد النباء

ـــــ (1399ق (ب))، خلافه الانسان و شهاده الانبیاء، تهران، جهاد النباء

ـــــ (1981م)، الفتاوی الواضحه، بیروت، التعارف للمطبوعات

غفوری، خالد، فقه النظریه لدی الشهید صدر (بی تا)، فقه اهل بیت (ع)، ش20

قپانچی، صدرالدین (1984م)، بحوث فی خط المرجعیه، بی جا، بی نا

مخلصی، عباس، نگاهی به تلاش های احیاگرایانه شهید صدر (بی تا)، حوزه، ش 79ـ80

مزیانی، محمدصادق، شهید صدر منادی وحدت (1379)، حوزه، ش 79 ـ 80

مطهری، مرتضی (بی تا)، الغدیر و وحدت اسلامی، تهران، ارشاد اسلامی

موسوی، سیدمحمد (بی تا)، زندگی نامه شهید آیت اله صدر، قم، بشیر

چکیده

جوامع بشری همواره با چالش‌ها و مشکلاتی روبرو بوده‌اند و اندیشمندان و متفکران هر جامعه در هر عصری، با تلاش زیاد در صددند تا با شناخت و درمان این مشکلات، راه زندگی اجتماعی را هموارتر نمایند. در این میان، محدودند اندیشمندانی که در هر دو عرصه شناخت و درمان معضلات توفیق داشته باشند. اما شهید سیدمحمدباقر صدر را می‌توان از اندیشمندانی دانست که به درستی در هر دو عرصه شناخت و درمان چالش‌ها توفیق زیادی داشته است.   این مقاله، از طریق بازخوانی آثار این اندیشمند برجسته، نشان داده است که وی در عرصه فکر و اندیشه، جامعه اسلامی را با سه آسیب تهاجم از بیرون و تحجر و التقاط از درون مواجه دانسته و با نوآوری فقهی و کلامی خود در صدد حل این آسیب‌ها برآمده است. در عرصه سیاست و اجتماع علامه شهید، پس از شناخت چالش‌ها، درمان آن را در ابداع فقه‌النظریه دانسته و معتقد است که معضلات سیاسی در جامعه اسلامی را می‌توان به پشتوانه این نظریه و از طریق وحدت اسلامی و با اتکا به دولت اسلامی و مراجعه به مرجعیت صالح در عصر غیبت، درمان نمود

کلیدواژه‌ها: آسیب‌شناسی، تحجر و التقاط، دولت اسلامی، وحدت اسلامی، مرجعیت صالح، جامعه اسلامی، شهید صدر

 

مقدمه

امروزه، عصر تلاقی اندیشه ها و تفکراتی است که در پرتو رشد و توسعه تکنولوژی رسانه ای اعم از نوشتاری، دیداری، پدیدار گشته و منشأ بسیاری از چالش های فکری و سیاسی شده است. جامعه اسلامی نیز با ایده ای مواجه شد که معتقد است، اسلام باید با تغییرات زمان دگرگون گشته و دنباله رو جریان زندگی انسان باشد؛ چراکه اسلام به گمانشان، به گونه ای که بر پیامبر نازل شده نمی تواند وضع زندگی موجود انسان را توجیه کند و به ناچار برای تطبیق دین با زندگی، بر مسلمانان واجب است که اسلام را به رنگ تازه ای درآورند تا با وضع موجود عصر حاضر منطبق گردد؛ به عبارت دیگر، اسلام را باید با وضع و اوضاع جاری زندگی تطبیق کرد، نه زندگی را با قوانین عمومی اسلام

امروزه بسیارند جوانان مسلمانی که پیش تر با احساس دینی وارد جوامع غربی شده و یا با تفکرات نو و اندیشه های جدید مواجه شدند، به تدریج موضع انفعالی گرفته و در مواردی نیز برای حفظ ارزش های خود، مبتلا به التقاط فکری شده و به نوعی در دام اندیشه های نو گرفتار می شوند. در همین زمینه، علامه شهید، با درک صحیح و شناخت ابعاد این چالش ها و با این اعتقاد که شریعت اسلام به عنوان شریعتی دائمی و جهان شمول، برای جوامعی که دائم در تحول و تطور هستند، نه تنها احکامی متغیر دارد، بلکه احکام خود را با لحاظ اهداف و مبانی و ارزش های اسلامی، تناسب با زمان و مکان تشریع می کند تا جامعه اسلامی در چالش قرار نگیرد

این مقاله، با بهره گیری از آثار شهید صدر، تلاش می کند در دو بخش چالش های فکری و سیاسی را از منظر ایشان، بازخوانی نموده و راهکارهای ایشان را در قالب نوآوری های کلامی و فقهی، برای برون رفت از آن فرا روی تشنگان حقیقت و پویندگان طریقت قرار دهد

 

1 چالش های فکری

آغاز قرن بیستم میلادی، شروع خودباختگی ها در برابر پیشرفت های علمی و فناوری غرب بود. تلاش بسیاری از اسلام گرایان در آن برهه، بیش از همه، استناد به دیدگاه ها و فرضیه های رایج در غرب بود و محک زدن مفاهیم اسلامی به سنجه غربیان، تلفیق میان میراث و دارایی خود با برخی دستاوردهای غرب در آن زمان بالا گرفت. اما اندیشمندانی چون علامه شهید محمدباقر صدر، تلاش کردند تا با تکیه به جایگاه عقل اسلامی و بنیادهای ذاتی اسلام، غرب شیفتگی و مرعوبیت برخی نواندیشان را در برابر پیشرفت های تکنولوژیکی، کم رنگ کنند

آن هنگام که سطحی اندیشی و ساده انگاری بر نوشته های بسیاری از اسلام گرایان سایه افکنده بود و عده ای تلاش می کردند با تفسیرهای تجربی، علمی و ترمودینامیکی آیات قرآن، در برابر این خودباختگی ها مقاومت کنند، شهید صدر به پژوهش های عمیق و شگرفی روی آورد و ضمن بررسی مشکلات امت اسلامی و پی گیری علل ناکامی ها، میراث و متون مقدس و آموزه های وحیانی را موشکافانه کاوید و دیدگاه های جدیدی را ابداع کرد تا علاوه بر هم راستا بودن با روح نیازهای زمانه، از این غرب باوری جوانان جامعه اسلامی جلوگیری کند. علامه شهید در بررسی مشکلات امت اسلامی و پی گیری عوامل ناکامی ها، یادآور سه نوع آسیب و چالش در اندیشه اسلامی شد که این سه چالش از درون و بیرون، عرصه را بر اسلام اصیل و مسلمانان تنگ کرده بود

تهاجم از بیرون

باور اسلامی با دو جبهه به پهنای الحاد شرق تا استعمار فرهنگی غرب رویاروی بود: از یک سو، مادیت فلسفی و اخلاقی به سرعت در جوامع اسلامی نفوذ و گسترش می یافت، و از سوی دیگر، استعمار در سیمای مکتب ها و فلسفه های ساختگی خود هویت جوامع اسلامی را نشانه گرفته بود. در این برهه، که اندیشمندان اسلامی سخت در رنج و بیم قرار داشته و تلاش و همت خود را برای رویارویی با این هجمه ها به کار می گرفتند، سیدمحمدباقر صدر به تلاش هایی عمیق روی آورد تا بدین وسیله، هم اندیشه کمونیستی را به چالش کشیده و هم در برابر دین ستیزی استعمار موضع گرفته باشد. وی با نگارش دو کتاب فلسفتنا و اقتصادنا، هر دو جبهه تهاجم را هدف قرار داد. در این دو کتاب، جهان بینی و افکار مادی و ماتریالیستی شرق و غرب در معرض نقدهای جدی قرار گرفت. وی ناتوانی تفکر و آرای آنان را در تبیین خط مشی درست زندگی به تصویر کشید (ر.ک: مخلصی، بی تا)

اگرچه شهید صدر از خطر کمونیسم در عراق رنج می برد، ولی وجود این خطر در سایر جوامع اسلامی، رنج او را بیشتر می کرد، خود در این باره می نویسد

من الان احساس رنج و محنتی بزرگ می کنم؛ زیرا عراق با خطر کمونیسم روبرو شده است. ولی اگر رنج من برای خدا باشد، و اینکه خداوند در زمین مورد پرستش قرار گیرد و مردم گروه گروه از دین خدا خارج نشوند، آن گاه است که به یک درجه و بدون هیچ تفاوتی بین عراق، ایران، پاکستان و یا هریک از کشورهای جهان اسلام نسبت به هر خطری که اسلام را تهدید کند، رنج و محنت خواهم داشت (صدر، بی تا الف، ص28)

این رنج و محنت، نه تنها او را از پای در نیاورد و ناامید نکرد، بلکه برای آلام آن، دست به حرکتی شایسته زد و کتاب های مذکور را نگاشت و در آن، تنها مکاتب و آرای مهاجم را نقد و ارزیابی نکرد، بلکه در یک بررسی مقایسه ای تئوری های اسلام را نیز ارائه کرد تا مسلمان در هجمه قرار گرفته، در خلأ فکری و ایدئولوژیک قرار نگیرد. به علاوه، برتری اندیشه های اسلامی را نیز واقف گردد. البته این نکته ای است که در آغاز کتاب فلسفتنا به آن اشاره کرده، می نویسد

اسلام باید در برابر میدان داری مکاتب، سخن را بگوید. البته با بیانی قوی و عمیق، صریح و روشن باشد و موضوع انسان و زندگی اجتماعی و حکومت را فرا گیرد تا در این میدان داری، مسلمانان، بتوانند سخن خدا را به مردم برسانند; و این کتاب بخشی از آن سخن است که در آن مسئله جهان بینی اسلام بررسی می شود (صدر، 1408ق، ص6)

شهید صدر در کتاب یاد شده، علاوه بر پاسخ گویی به دیدگاه های معرفت شناسانه مارکسیسم، تازه ترین جلوه اندیشه ماتریالیستی(یعنی پوزیتیویسم)، را نقادی کرده است. پوزیتیویسم که شاید اوج ماتریالیسم علمی در قرن نوزدهم و نیمه نخست قرن بیستم بود، در واقع شورشی بود علیه فلسفه و گرایش دینی و اخلاقی؛ زیرا تنها به روش شناسی تجربی تکیه کرده و داده هایی را علمی می دانست که فقط از طریق این روش به دست می آمد و مدعی بود گزاره های دینی، چون با روش تجربی به دست نمی آیند، خالی از معنا و طرح آنها بیهوده است

این تفکر، با تشکیک در معناداری گزاره های دینی، در حقیقت، بنیادی ترین و شدیدترین حمله را به اندیشه و معرفت دینی وارد ساخت. علامه شهید، از محدود متفکران اسلامی بود که در اثر فلسفی و منطقی خود، به پاسخ گویی به شبهه های معرفت شناسی این نحله پرداخت (مخلصی، بی تا، ص130). به این ترتیب، به سهم خود نسل جوان و درگیر زمان خود و آیندگان را در جهت ایستادگی و مقابله در برابر هجمه مکاتب جدید غربی مجهز کرد

تحجر از درون

پدیده تحجر یکی از آفت هایی است که از دیرباز، از درون موجب رکود اندیشه در جامعه اسلامی بوده است. این واژه، که در لغت به معنی سنگ شدن است، در اصطلاح به معنای نادیده گرفتن حقایق، دل مردگی و امتناع انسان از پذیرش حق و روی گردانی از خداوند است (ر.ک: فرهنگ معین)

منظور از تحجر، در این نوشتار، این است که اندیشمندان، به ویژه علمای دین، حقایق موجود در جامعه اسلامی را نادیده گرفته و فقط به حل مسائل فردی بسنده کرده، و خود را موظف به پیچیدن نسخه درمان مشکلات فردی و امور شخصی مسلمانان بدانند و در مقابل مسائل فراوان سیاسی اجتماعی آنان سکوت کردند. به این دلیل که راه پرفراز و نشیب است. این پدیده در دهه های پیشین در دو حوزه ایران و عراق، به جدّ ظهور و بروز داشت؛ حوزه ای که با تکیه بر اندیشه اسلامی اش توانسته بود مسلمانان را چنان به حرکت و جنبش وادارد که قدرت بزرگ روزگار خود را تسلیم اراده و رفتار خویش نمایند. البته ناگفته نماند که حوادث مشروطه و مسائل پیش آمده پس از آن، در این امر بی تأثیر نبوده است

استدلال آنان این بود که این راه پرفراز و نشیب است؛ راهی بسیار دراز است به اندازه ای که با این تلاش های ناچیز، نمی توان به جایی رسید و از مشکلات عبور کرد. هیچ کس قادر نیست چشم انداز خود را به آخر کار برساند. اما علامه شهید، در پاسخ می نویسد

راه دراز است. ولی در مقابل چه مقصدی؟ وقتی مقصد دعوت به خدا و راه خدا باشد، دوری و درازی راه چیزی نیست. مگر مسلمان می خواهد در پایان این راه به برگ و نوایی مادی برسد; شک نیست سر راه پر از خار و خس است. هیچ کس نمی گوید راه هموار است. این راه، راه بازسازی است و راه بازگشت امت به قرآن، راه برگشت به مرکزی که از آن منحرف گشته است. در این راه، خارها دست هایی را که می خواهد آنها را از سر راه برکند، خون می اندازد و زخمی می کند، ولی سرانجام خار ضعیف در برابر اراده آهنین و عزم استوار انسان ها، تسلیم می گردد (صدر، بی تا ب، ص 9 – 11)

آنچه که علامه برای یافتن آن تلاش می کرد، دست یافتن دیدگاه های ناب اسلام درباره جامعه، تاریخ، سیاست و اقتصاد بود. در این مقام، افق های فراوانی گشود که در این زمینه جز اندیشورانی اندک، کسی او را پیشی نگرفته بود. وی در این راه، روشی را پیش گرفت که اندیشوران گذشته به آن توجه نداشته و یا کمتر کسی این چنین روشی داشت. روش او، پژوهش تمام جنبه های یک موضوع بود، نه بررسی تفکیکی و وجدانگرانه. به عنوان نمونه، وی حتی به زندگی و تاریخ ائمه شیعه نگاهی متفاوت داشت؛ رویکردی که زندگی هر امام در نظر گرفته و تاریخ حیات آن معصوم را به مثابه یک پدیده کلی و نه جزیی بنگرد. ائمه را یک کل واحد و پیوسته برشمارد و از نشانه ها و اهداف مشترک این کل سخن بگوید. شهیدصدر در این باره می نویسد

می توان با کلی نگری به زندگی ائمه معصوم به دستاوردهای تازه ای دست یازید که جزیی نگری از آنها بی بهره است؛ زیرا با نگاه شمولی و کلی می توان به پیوندهایی پی برد که میان رفتار امامان وجود دارد (صدر، 1403ق، ص 58)

تأویل های التقاطی

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

کلمات کلیدی :

مقاله مناسبات تشیع و تصوف در آناتولى و تأثیر آن بر همگرایى صفو

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

  مقاله مناسبات تشیع و تصوف در آناتولى و تأثیر آن بر همگرایى صفویان و ترکمانان این منطقه pdf دارای 34 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله مناسبات تشیع و تصوف در آناتولى و تأثیر آن بر همگرایى صفویان و ترکمانان این منطقه pdf   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

 

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله مناسبات تشیع و تصوف در آناتولى و تأثیر آن بر همگرایى صفویان و ترکمانان این منطقه pdf

چکیده    
مقدّمه    
وضعیت تصوف در آناتولى (از قرن هفتم تا دهم هجرى)    
فتوت در آناتولى    
وضعیت تشیع در آناتولى تا قرن دهم هجرى    
رابطه تشیع و تصوف در آناتولى    
1 طریقت مولویه و رابطه آن با تشیع    
2 جنبش بابائیه    
3 طریقت بکتاشیه    
4 قیام بدرالدین سماونه    
نقش ترکمانان آناتولى در بر آمدن صفویان و رسمیت یافتن تشیع در ایران    
نتیجه    
کتاب نامه    

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله مناسبات تشیع و تصوف در آناتولى و تأثیر آن بر همگرایى صفویان و ترکمانان این منطقه pdf

1 آربرى، آ.ج. و دیگران، تاریخ اسلام کمبریج، ترجمه احمد آرام، چ اول، تهران، امیرکبیر، 1380

2 ابن بطوطه، شرف الدین ابوعبداللّه محمد بن عبداللّه، سفرنامه، ترجمه محمد على محمد، ج 1، چ پنجم، تهران، آگاه، 1370

3 اسپناقچى پاشازاده، محمد عارف، جغرافیاى عالم اسلام، تصحیح صدیقه سلطانى فر، چ اول، تهران، جهاد دانشگاهى، 1369

4 الشیبى، کامل مصطفى، تشیع و تصوف تا آغاز سده دوازدهم هجرى، ترجمه علیرضا ذکاوتى قراگزلو، چ اول، تهران، امیرکبیر، 1359

5 انوشه، حسن. «بکتاشیه»، دائره المعارف تشیع، ج 3، چ 1، تهران، موسسه دائره المعارف تشیع، 1371

6 اوزون چارشى لى، اسماعیل حقى، تاریخ عثمانى، ترجمه ایرج نوبخت، چ اول، تهران، کیهان، 1368

7 پطروشفسکى، ایلیاپاولویچ. اسلام در ایران، ترجمه کریم کشاورز، چ چهارم، تهران، پیام، 1354

8 تاریخ ایران کمبریج (دوره تیموریان)، ترجمه یعقوب آژند، چ اول، تهران، جامى، 1379

9 تاریخ ایران کمبریج (دوره صفویان)، ترجمه یعقوب آژند، چ اول، تهران، جامى، 1380

10 تشودى (tschudi)، «بکتاش»، دائره المعارف الاسلامیه، ج 4، ترجمه محمد ثابت الفندى و دیگران، چ اول، تهران، جهان، 1352 ق / 1933 م

11 توال، فرانسوا، ژئوپلتیک تشیع، ترجمه حسن صدوق ونینى، چ اول، تهران، دانشگاه شهید بهشتى، 1380

12 تیشنر، فرانتس، تصوف در کشورهاى اسلامى، آیین جوانمردى، ترجمه احسان نراقى، چ اول، تهران، نشر نو، 1363

13 جعفریان، رسول، صفویان در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ج 1، چ اول، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، 1379

14 خواجه الدین، محمد على، سرسپردگان، چ 2، تبریز، کتابخانه منوچهرى، 1349

15 رئیس نیا، رحیم، بدرالدین مزدکى دیگر، چ اول، تهران، آگاه، 1361

16 رحیم لو، یوسف، «آغاز سلطنت صفویان، آشفتگى ها در روایات و تحقیق واقعیت تاریخى»، مجله دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسى مشهد، سال 26، ش 2، 1372

17 رفیق، احمد، «شیعیان و بکتاشیان»، ترجمه توفیق سبحانى، مجله معارف، دوره دهم، ش 1، 1372

18 رویمر، هانس روبرت، ایران در راه عصر جدید، ترجمه آذر آهنچى، چ اول، تهران، دانشگاه تهران، 1380

19 زرین کوب، عبدالحسین، جستجو در تصوف ایران، چ سوم، تهران، امیرکبیر، 1376

20 سبحانى، توفیق و انصارى، قاسم، «حاجى بکتاش ولى و طریقت بکتاشیه»، نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانى تبریز، سال 28، ش 120، 2535

21 سومر، فاروق، نقش ترکان آناتولى در تشکیل و توسعه دولت صفوى، ترجمه احسان اشراقى و محمد امامى، چ 1، تهران، نشر گستره، 1371

22 سیورى، راجر، ایران عصر صفوى، ترجمه کامبیز عزیزى، چ 4، تهران، نشر مرکز، 1374

23 شاو، استانفورد جى، تاریخ امپراتورى عثمانى و ترکیه جدید، محمود رمضان زاده، چ اول، مشهد، آستان قدس رضوى، 1370

24 صولتى، قدرت، معارفى از تشیع در مثنوى مولوى، چ اول، تهران، ابرون، 1377

25 عروج نیا، پروانه، «بکتاش ولى»، دانشنامه جهان اسلام، ج 3، چ اول، تهران، بنیاد دائره المعارف اسلامى، 1376

26 غنى، قاسم، بحث در آثار و افکار و احوال حافظ، ج 2، چ اول، تهران، زوار، 1374

27 کاهن، کلود، «بابائیه»، دانشنامه جهان اسلام، ج 1، چ دوم، تهران، بنیاد دائره المعارف اسلامى، 1375

28 کیسلینگ، هـ . جى، «بدرالدین بن قاضى سماونه»، دانشنامه جهان اسلام، ج 2، چ اول، تهران، بنیاد دائره المعارف اسلامى، 1376

29 گولپینارلى، عبدالباقى، مولویه بعد از مولانا، ترجمه توفیق سبحانى، چ اول، تهران، کیهان، 1366

30 ، مولانا جلال الدین، ترجمه توفیق سبحانى، چ دوم، تهران، مطالعات فرهنگى، 1370

31 ، ملامت و ملامتیان، ترجمه توفیق سبحانى، چ اول، تهران، روزنه، 1378

32 پیگولوسکایا و دیگران، تاریخ ایران، ترجمه کریم کشاورز، چ چهارم، تهران، پیام، 1354

33 گیب، همیلتون، اسلام بررسى تاریخى، ترجمه منوچهر امیرى، چ اول، شیراز، علمى و فرهنگى، 1367

34 لاپیدوس،ایرام، تاریخ جوامع اسلامى از آغاز تا قرن هجدهم، ترجمه محمود رمضان زاده، ج 1، چ اول، مشهد، آستان قدس رضوى، 1376

35 مزاوى، میشل، پیدایش دولت صفوى، ترجمه یعقوب آژند، چ اول، تهران، گستره، 1363

36 معین، محمد، فرهنگ فارسى، ج 5، چ 8، تهران، امیرکبیر، 1371

37 مورگان، دیوید، ایران در قرون وسطى، ترجمه عباس مخبر، چ اول، تهران، طرح نو، 1373

38 میتکا، رائول، «جنبش بابائیان در آناتولى»، ترجمه عباس زارعى مهرورز، کیهان فرهنگى، سال 6، ش 6، 1368

39 هاجسن،مارشال. گ. س. فرقه اسماعیلیه، ترجمه فریدون بدره اى، چ اول، تبریز، کتابفروشى تهران، 1343

 

 

چکیده

فضاى آشفته سیاسى و ترکیب اجتماعى و فرهنگى ناهمگون سرزمین آناتولى، همواره پذیراى پیروان ادیان و مذاهب گوناگون بوده است. تهاجم مغول و پیامدهاى سیاسى اجتماعى ناشى از آن، فضاى فکرى ومذهبى آشفته و در عین حال، آزادى را براى پیروان مذاهب و نحله هاى مختلف، نظیر تشیع و تصوف که تا پیش از آن آزادى عمل چندانى نداشتند، فراهم نمود. در آناتولى از قرن هفتم به بعد، تصوف در نتیجه شرایط آشفته اجتماعى، تشویق مغولان و مهاجرت برخى از بزرگان تصوف به این سرزمین، به شکل بى سابقه اى گسترش یافت و به علت وجود برخى زمینه هاى مشترک و ورود گسترده غلات شیعه به طریقت هاى صوفیانه، با تشیع درآمیخت

موضوع این پژوهش بررسى اوضاع دینى سرزمین آناتولى با تأکید بر وضعیت تشیع و تصوف و رابطه این دو مسلک با یکدیگر است که با هدف آگاهى از عقاید و باورهاى مذهبى رایج در میان ترکمانان این منطقه و نقش آن ها در همگرایى آنان و نیز رهبران طریقت صفویه صورت گرفته است

 

واژگان کلیدى: تشیع، تصوف، آناتولى، ایران، ترکمان، صفویه، طریقت

مقدّمه

سرزمین آناتولى2 ضمن اینکه خود همواره متأثر از شرایط سیاسى، اجتماعى و فرهنگى مناطق همجوار بوده، گاه تأثیرهاى شگرفى را نیز بر این مناطق داشته است

تا آنجا که به کشور ما مربوط مى شود، آگاهى از اوضاع و تحولات سیاسى اجتماعى و فضاى فکرى و مذهبى حاکم بر سرزمین آناتولى، به ویژه از قرن هفتم به بعد، در فهم و ارزیابى هر چه بهتر تحولات سیاسى، اجتماعى و فرهنگى آن در این دوره که بارزترین آنها برآمدن صفویان و رسمیت یافتن مذهب تشیع از سوى آنان است، بسیار بااهمیت و راهگشا خواهد بود

اطلاعات موجود در منابع قدیمى وپژوهش هاى جدیدى که در شناخت اوضاع سیاسى اجتماعى آناتولى مى توان به آنها تکیه کرد، بیشتر به تحولات سیاسى نظامى و یا حداکثر ساختارشناسى قبایل ساکن در این سرزمین توجه داشته اند. این در حالى است که فضاى فکرى و مذهبى حاکم بر سرزمین مذکور و باورهاى مذهبى ترکمانان این منطقه کمتر مورد توجه قرار گرفته است

با وجود این، پژوهش هاى ارزشمند برخى محققان ترک نظیر عبدالباقى گولپینارلى و فاروق سومر و نیز مقالات پژوهشى متعددى که درباره جنبش ها و طریقت هاى فعال در آناتولى صورت گرفته است در کنار اطلاعات پراکنده اى که در برخى منابع قدیمى فارسى و تواریخ عثمانى موجود است، براى آگاهى از فضاى فکرى و مذهبى حاکم بر سرزمین آناتولى بسیار ارزنده و راهگشا مى باشند

در این پژوهش تلاش شده تا با استفاده از اطلاعات موجود، اوضاع دینى سرزمین آناتولى، بخصوص وضعیت تشیع و تصوف و رابطه این دو مسلک در طول سده هاى هفتم تا دهم هجرى و تأثیر احتمالى این جریان برهمگرایى ترکمانان آناتولى و صفویان، مورد بررسى قرار گیرد

به طور کلى، وضع دینى سرزمین آناتولى، بخصوص در سده هاى میانه اسلامى، بسیار پراکنده و مغشوش بوده و اختلاط شدید ادیان و مذاهب گوناگون از بارزترین ویژگى هاى آن به شمار مى آید. این امر تا حد زیادى ناشى از اوضاع و احوال سیاسى، فرهنگى و اجتماعى حاکم بر این سرزمین، در دوره مذکور است

در واقع، سرزمین آناتولى که به دلیل شرایط خاص طبیعى و جغرافیایى آن همواره مورد توجه اقوام و ملل مختلف بوده است، در طول دوره هاى متمادى به صورت نقطه اتصال و محل تلاقى و برخورد فرهنگ ها، مذاهب و دستاوردهاى فکرى گوناگون درآمده است. تا پیش از ظهور اسلام، این سرزمین صحنه رقابت ادیان مسیح، یهود و ادیان ایران باستان بود. با ظهور اسلام، تسلط مسیحیان روم بر آسیاى صغیر و اشتیاق مسلمانان عرب به فتوحات بیشتر، باعث توجه مسلمانان به این منطقه شد و آن را به صورت یکى از دارالحرب هاى اسلامى درآوردند و سرانجام، در نتیجه این فتوحات و نیز تحت تأثیر عوامل دیگرى همچون فعالیت مبلغان اسلامى، دین اسلام یکى از ادیان رایج در این منطقه شد

از اواسط قرن پنجم هجرى به بعد، در نتیجه تسلط ترکان سلجوقى و سپس مغولان بر جهان اسلام، موج عظیمى از قبایل ترک نژاد آسیاى مرکزى با عقاید و افکار گوناگون به آسیاى صغیر مهاجرت کردند.علاوه بر این، پریشانى اوضاع سیاسى و اجتماعى در مناطق شرقى جهان اسلام، به ویژه از قرن هفتم به بعد، موجب مهاجرت ارباب مذاهب گوناگون نظیر عرفا و متصوفه، باطنیان و شیعیان این مناطق به سرزمین آناتولى گردید. در نتیجه چنین عواملى، وضع مذهبى و بافت اجتماعى این سرزمین بسیار ناهمگون ونامتجانس گشت و چالش ها و تنش هاى دینى و اجتماعى متعددى به وجود آمد

بدون تردید، اوضاع و احوال بسیار آشفته سیاسى این سرزمین در پیدایش چنین وضعیتى نقشى اساسى داشته است. این امر، به ویژه در مورد قرن هفتم تا دهم هجرى، به خوبى صادق است

در واقع، ضعف و انحطاط داخلى دولت سلاجقه روم (470ـ707ق) که از مدت ها قبل آغاز شده بود، پس از دوره درخشان سلطنت علاءالدین کیقباد سلجوقى (616 634 ق) به دلیل تهاجم مغول و مهاجرت موج جدیدى از قبایل ترک نژاد، بخصوص ترکان خوارزمى، بیش از پیش تشدید و آشکار گردید. این امر باعث شد تا در گوشه و کنار این سرزمین مدعیان قدرت سر برآورده و دولت هاى محلى متعددى را تأسیس کنند. بدین سان، دوره اى از هرج و مرج و آشفتگى هاى سیاسى اجتماعى در این سرزمین آغاز گردید که خود زمینه ساز آشفتگى اوضاع دینى و مذهبى در این منطقه شد و نتیجه آن اختلاط شدید ادیان و مذاهب و نیز پیدایش نوعى غلیان و جوش و خروش مذهبى شدید در میان مردم بود

در این میان، آنچه بیش از پیش زمینه را براى ظهور این آشفتگى هاى دینى و فکرى آماده مى ساخت، عقاید ساده و عوامانه قبایل صحراگرد این مناطق بود که با وجود پذیرش اسلام، آگاهى چندانى از تعالیم این دین آسمانى نداشتند. این ویژگى باعث مى شد تا آنها از هر گونه تفکر و عقیده مذهبى جدید و حتى بدعت آمیزى به خوبى استقبال کنند؛ بخصوص هنگامى که چنین افکار و عقایدى با شعارهاى مهدیگرایانه و مساوات طلبانه این مردمان محروم همراه مى بود

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

کلمات کلیدی :

مقاله بررسی نقش منابع محیط منطقه ای و بینالمللی در همگرایی جنبش

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

  مقاله بررسی نقش منابع محیط منطقه ای و بین‌‌المللی در همگرایی جنبش امل و حزب‌الله pdf دارای 27 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله بررسی نقش منابع محیط منطقه ای و بین‌‌المللی در همگرایی جنبش امل و حزب‌الله pdf   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

 

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله بررسی نقش منابع محیط منطقه ای و بین‌‌المللی در همگرایی جنبش امل و حزب‌الله pdf

چکیده:  
مقدمه  
تعریف واژگان  
تلاش های مشترک ایران و سوریه برای عادی سازی روابط میان دو طرف  
حملات مکرر رژیم صهیونیستی به لبنان و درک ضرورت اهمیت دادن به مقاومت، از سوی طرفین  
حوادث یازدهم سپتامبر و پیامدهای آن در خاورمیانه  
توطئه منطقه ای و جهانی علیه سوریه به عنوان متحد راهبردی دو طرف (2004-2013م)  
نقش سوریه در پشتیبانی نظامی و سیاسی از مقاومت  
نگرانی مقاومت از ارتقای نقش منفی جریان های سلفی و تکفیری در سوریه و لبنان  
نتیجه گیری  
منابع  

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله بررسی نقش منابع محیط منطقه ای و بین‌‌المللی در همگرایی جنبش امل و حزب‌الله pdf

الأخضر، مصطفی (2008م)، الإنقسام السیاسی-الشیعی بین حرکه أمل و حزب الله، بیروت، معهد علوم اجتماعی

أسبوعیه أمل، فی لقاء قائد الأمه الإسلامیه مع قیاده أمل؛ آیه الله السیدعلی خامنئی: أنتم متصلون معنا بالجلد و الدم و اللحم و العظم (جمعه 28 تموز 1989م)، جریده رسمیه لحرکه أمل، السنه الرابعه عشره، عدد

اسپوزیتو، جان. ال (1382)، انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن، ترجمه محسن مدیر شانه چی، تهران، مرکز بازشناسی اسلام و ایران

اسداللهی، مسعود (2004م)، الإسلامیون فی مجتمع تعدّدی؛ حزب الله فی لبنان نموذجا، ترجمه دلال عباس، بیروت، مرکز الإستشارات و البحوث

جمع من الباحثین، (1998م) الإنتخابات النیابیه 1996 و أزمه الدیمقراطیه فی لبنان، بیروت: المرکز اللبنانی للدراسات

حسین، خلیل (2006م)، الوعد الصادق؛ هزیمه إسرائیل فی لبنان: وقائع و وثائق (12 تموز- 14 آب 2006)، بیروت، دارالمنهل اللبنانی

حق شناس کمیاب، سیدعلی (1388)، ساختار سیاسی اجتماعی لبنان و تأثیر آن بر پیدایش جنبش امل، تهران، سنا

ذبیان، کمال، السفیر الأمریکی أزعجه إئتلاف أمل و حزب الله: تفاؤل جونز بإقصاء القوه الإسلامیه الأصولیه فی الإنتخابات تبخر فی الجنوب و البقاع! (12/9/1996)، الدیار اللبنانیه، السنه التاسعه، عدد 3011

رانستروب، ماغناس (1998م)، حزب الله فی لبنان، ترجمه مروان حمزه، بیروت، مرکز الإستشارات و البحوث

سعد غریب (1385)، امل، دین و سیاست در حزب الله، ترجمه غلامرضا تهامی، تهران، اندیشه سازان نور

سلمان، طلال، إشکال اللحظه الأخیره: 22 قتیلا فی فتح الله (25 شباط 1987)، صحیفه السفیر اللبنانیه، السنه الثالثه عشره، عدد 4575

قوام، سیدعبدالعلی (1384)، روابط بین الملل؛ نظریه ها و رویکردها، تهران، سمت

مرتضی، سیدعلی (بی تا)، حرکه أمل؛ السیره و المسیره، بیروت، داربلال للطباعه و النشر

المرکز العربی للمعلومات (2006م)، حزب الله؛ المقاومه و التحریر، بیروت، ادیتو اینترنشنال

مشیرزاده، حمیرا (1388)، تحول در نظریه های روابط بین الملل، چ چهارم، تهران، سمت

Atkins, Stephen E (2004), encyclopedia of modern worldwide extremists and extremist groups, Westport, Conn: Greenwood Press

Cordesman, Anthony H (2006), Arab-Israeli military forces in an era of asymmetric wars, Westport, Conn: Praeger Security International

Cordesman, Anthony H (2009), Iranian weapons of mass destruction: the birth of a regional nuclear arms race, Westport, CT: Praeger Security International; Washington

Hourani, Guita G (2006), The impact of the summer 2006 war on migration in Lebanon: emigration, remigration, evacuation and return: a preliminary study, Louaize, Lebanon: Notre Dame University, Lebanese Emigration Research Center

Safire, William (2008), Safire’s political dictionary, New York: Random House

Tofan, Claudia (2008), Special Tribunal for Lebanon, The establishment of the Hariri Tribunal, Oisterwijk, The Netherlands: Wolf Legal Pub

Stockholm International Peace Research Institute, SIPRI yearbook 2007: armaments, disarmament, disarmament and international security, Oxford : Oxford University Press,

David Dean Commins (1996), Historical dictionary of Syria, Lanham, Md.: Scarecrow Press

چکیده

 جنبش امل و حزب‌الله لبنان از میانه‌های دهه1980م تاکنون دو تجربه متفاوت از حیات مشترک را تجربه کرده‌اند: نخست، در دهه1980م خشونت‌بارترین شکل مناسبات را تجربه کردند. اما از اوایل دهه1990م به این سو، طرفین به سوی همگرایی گام برداشته‌اند. در این میان، عوامل مختلفی همچون عوامل شناختی و محیطی در همگرایی دو طرف نقش داشته است. عوامل برآمده از محیط منطقه‌ای و بین‌المللی، از ‌جمله مهم‌ترین دلایل همگرایی ایشان به حساب می‌آید. مواردی چون تلاش‌های مشترک ایران و سوریه، حملات مکرر اسرائیل به لبنان، حوادث یازدهم سپتامبر و لشکرکشی امریکا به منطقه و در نهایت، توطئه‌های پی در پی از سال 2004م تاکنون، علیه حکومت سوریه به‌عنوان متحد راهبردی طرفین، از این دسته‌اند

کلیدواژگان: جنبش امل، حزب‌الله، همگرایی، روابط، سوریه، ایران

 

مقدمه

مناسبات جنبش امل و حزب الله، به عنوان دو جریان اصلی در طایفه شیعه لبنان، از میانه های دهه 1980م تاکنون، از فراز و نشیب های فراوانی برخوردار بوده است. فرایند واگرایی روابط ایشان، که از سال 1985م و با برخوردهای نظامی پراکنده میان طرفین همراه بود، در سال های پایانی این دهه، به خشونت بارترین و خونین ترین شکل خود درآمده و افق تیره ای را فراروی شیعیان لبنانی قرار داد. در نهایت، با میانجی گری ایران و سوریه و با عقد توافق نامه های دمشق1 و2 در سال های 1989 و 1990م، طرفین در مناسبات فیمابین، به سمت همگرایی و سازگاری سوق یافتند

از آن زمان تاکنون، امل و حزب الله در حوزه های مختلف سیاسی و امنیتی، همواره کوشیده اند تا با گفت وگو و مشورت دوسویه و با پرهیز از رویکردهای خشونت آمیز، به حل و فصل مشکلات و چالش های فیمابین پرداخته و در خط مشی گذاری های کلان مرتبط با جامعه شیعه و مقاومت، به صورت یکدلانه ای عمل نمایند

در این میان، طیفی از عوامل گوناگون در شکل دهی به این رویکرد همگرایانه نقش داشته و تأثیر گذارده اند: در حوزه بینشی و شناختی، بازدرک طرفین از یکدیگر و محیط کنشگری خود، از جمله مهم ترین دلایل همگرایی ایشان در سال های پس از دهه 1980م محسوب می شود

از دیگر عوامل پراهمیت همگرایی میان این دو حزب، باید به عوامل محیطی، اعم از عوامل محیط داخلی و منطقه ای و یا بین المللی اشاره نمود. در واقع، این عوامل در کنار عامل شناختی، فرایندی دودهه ای را پدید آورده اند که سطح روابط این دو را از شرایط نبرد خشونت بار نظامی، به اتحاد استراتژیک سیاسی و امنیتی ارتقا بخشیده است

مهم ترین این عوامل در حوزه داخلی لبنان را می توان موفقیت مقاومت در آزادسازی جنوب لبنان از اشغال اسرائیل، ترور رفیق حریری و تلاش های جریان های داخلی با همکاری قدرت های خارجی برای خلع سلاح مقاومت عنوان نمود. در حوزه منطقه ای و بین المللی نیز طیفی از عوامل تهدیدزا و سازنده منجر به پدید آمدن فرایند همگرایی طرفین گردیده است. این نوشتار، عهده دار بحث و بررسی مهم ترین عوامل تأثیرگذار محیط منطقه ای و بین المللی در شکل دهی به فرایند همگرایی جنبش امل و حزب الله از دهه1990م تاکنون (2014م) می باشد

تعریف واژگان

برای تبیین بهتر و فهم شفاف تر از بحث همگرایی سیاسی و اجتماعی، می باید مراد از واژه اصلی، یعنی همگرایی ، را که به مقطع تاریخی عمده ای در روابط امل و حزب الله اشاره دارد، تبیین نمود. واقعیت این است که این واژه، همانند دیگر قرین خود، یعنی واگرایی در حوزه های مختلفی همچون فیزیک، ریاضیات، پزشکی، روابط بین الملل و حتی هنر عکاسی کاربرد دارد. در نتیجه، برای پیشگیری از اشتراک لفظی و خلط معنایی به صورت پیشینی، اقدام به تبیین مراد از این واژه در این تحقیق می شود

همگرایی نیز همانند اصطلاح واگرایی ، از واژه های پربسامد روابط بین الملل است که از سنت فکری لیبرال ها منتزع شده است. البته این مفهوم در حقیقت به عنوان یک رویکرد و نیز یک دستورالعمل سیاسی برای ایجاد اقتراب و همبستگی میان واحدهای مختلف سیاسی در عرصه بین الملل، و به ویژه دولت ها، با کاستن از اقتدار شخصی خود و تفویض آن به نوعی از اقتدار جمعی و مرکزی، و به منظور ایجاد نوعی از ثبات، آرامش و صلح در عرصه بین المللی و حل اختلافات و منازعات منطقه ای و بین المللی مورد استفاده قرار گرفته است (قوام، 1384، ص 42-49؛ مشیرزاده، 1388، ص 96). مسئله ای که نمونه آشکار آن در همگرایی کشورهای اروپایی، در قالب اتحادیه ای سیاسی، اقتصادی و نظامی بروز و ظهور کرده است

کتاب آکسفورد دو تعریفِ اقدام یا فرایندِ یکپارچگی و نیز ادغام افرادی که سابقاً از یکدیگر جدا بودند را برای این واژه پیشنهاد کرده است (Oxford Dictionary/ Integration)

به هر حال، مراد از همگرایی در این پژوهش، عبارت از: فرایندی است که بازتاب دهنده گونه ای از رفتار میان دو بازیگر سیاسی است که بیانگر وجود تفاهم و همبستگی، در طیفی از مسائل مهم، اعم از عادی سیاسی تا راهبردها و خط مشی های کلان است. این فرایند، می تواند از صرفِ همسازی و همراهی زبانی در موضوعات مشترک آغاز شده و به راهبردی ترین سطح مناسبات سیاسی، اقتصادی و نظامی منتهی شود

تلاش های مشترک ایران و سوریه برای عادی سازی روابط میان دو طرف

شاید به جرأت بتوان ادعا کرد که مهم ترین دلیل و ابتدایی ترین عامل همگرایی جنبش امل و حزب الله در اوایل دهه 1990م تلاش های مشترک و رایزنی های دوجانبه ایران و سوریه بود. این دو کشور، که هر یک متحد یکی از بازیگران شیعی لبنانی بودند، نقش ویژه ای در هدایت گری مسائل کلان مرتبط با دو گروه داشته و از این رو، نفوذ بالایی در نظام تصمیم گیری های آن دو داشتند. پس از بروز درگیری های شدید میان دو جریان در سال های 1988 تا 1989م، سوریه و ایران کوشیدند تا میان دو جریان وفاق و همبستگی پدید آورده، منازعات ایشان را مدیریت نمایند. مسئله ای که به عقد توافق نامه دمشق1 در فوریه 1989م میان طرفین انجامید؛ توافق نامه ای که در واقع دو طرف را به رویارویی با اسرائیل و عطف توجه ایشان به سوی دشمن مشترک دعوت می کرد (Stephen & Atkins, 2004, p. 15)

با از سرگیری درگیری ها در نیمه ماه ژوئیه 1990م در منطقه اقلیم التفاح، مجدداً با پیگیری دستگاه های سیاست خارجی ایران و سوریه، کمیته چهارجانبه ای با حضور دکتر علی اکبر ولایتی و فاروق الشرع، وزیران خارجه دو کشور و نبیه بری رئیس امل و شیخ صبحی طفیلی، دبیرکل وقت حزب الله در دمشق تشکیل شده و قرارداد 19 نوامبر 1990م موسوم به توافق نامه دمشق2 به امضای طرفین رسید؛ قراردادی که ضمن دعوت دو گروه به کنارگذاشتن اختلافات، راه را برای مبارزه حزب الله علیه ارتش اشغالگر اسرائیل هموار می ساخت (حق شناس کمیاب، 1388، ص 207)

از زمان عقد توافق نامه اخیر تاکنون، تنش گسترده ای میان طرفین مشاهده نشده است. برخی مشکلات جزیی و برخوردهای احتمالی، به ویژه هواداران دو طرف در روستاهای جنوب نیز از طریق مکانیسم طراحی شده توسط بری و نصرالله، توسط مسئولان محلی پایان یافته و برخی موارد مهم نیز در بیروت توسط رهبران عالی دوطرف مورد مناقشه قرار گرفته و حل شده اند (گفت وگو با ابوحمزه (شیخ وحید)، 20 مرداد 1391)

اما درک چرایی توافق میان سوریه و ایران برای پایان دادن به منازعات مسلحانه میان طرفین، در واقع در چند نکته نهفته است که در اینجا مورد بررسی تفصیلی قرار می گیرند

نخستین عامل همگرایی ایران و سوریه در این خصوص، مخاطراتی است که از جانب گروه های نزدیک به عراق و فرانسه در لبنان، متوجه موجودیت مقاومت و حضور سوریه در لبنان می شد. به گونه ای که سوریه نگران آن بود که در شرایطی که هیچ کدام از طرفین قادر به شکست کامل طرف دیگر نیست، ادامه نزاع ها و درگیری ها تنها به سود جریان های مخالف حضور سوریه و مقاومت در لبنان تمام می شود. از این رو، این کشور کوشید تا با همراهی ایران برای همیشه به منازعات دو جریان پایان دهد

رویکرد حافظ اسد در برقراری پیوند میان طرفین تا آخرین روزهای عمرش برقرار بود. برای نمونه، در سال 1996م، زمانی که حزب الله ارائه یک فهرست انتخاباتی پارلمانی مستقل از امل را دنبال می کرد و در نتیجه، وضعیت به درگیری های کلامی شدید میان طرفین انجامیده بود (جمع من الباحثین، 1998م، ص 371-373)، حافظ اسد به شدت در برابر آن واکنش نشان داده و آن را موجب ضربه زدن به منافع سوریه و مقاومت ارزیابی نمود. در نتیجه، حزب الله را میان ائتلاف با امل، یا دست کشیدن از مقاومت مخیر گذاشت. همین مسئله منجر به ائتلاف دوباره امل و حزب الله شده و پیروزی دو طرف را در برابر جریان غرب گرای رفیق حریری به دنبال داشت؛ ائتلافی که منجر به غضب شدید سفیر امریکا در لبنان و جریان های همسو با غرب گردید (ذبیان، 1996، ص 8)

دومین عامل در خوانش نظری جدید سوریه از حزب الله نهفته بود. واقعیت این است که علی رغم آنکه سوریه در دهه1980م، خود اجازه ورود بیش از هزار پاسدار ایرانی به دره بقاع برای آموزش حزب الله را صادر نمود، اما در واقع، در آن زمان هدف واقعی سوریه، ایجاد نوعی توازن از دست رفته میان اسرائیل و سوریه بوده است. در این میان، در دستگاه سیاست خارجی سوریه، بینش انقلابی ضد اسرائیلی ایران بهترین پشتیبان سوریه در برابر رژیم اسرائیل تلقی می شد (رانستروب، 1998م، ص 117)

ایجاد مشکلات برای پاسداران ایرانی در سال 1983م، یعنی یک سال پس از ورود ایشان به لبنان و در نهایت، تعطیلی پادگان اصلی سپاه در بقاع و تلاش برای مهار قدرت حزب الله در شرایط جدیدی که با عقب نشینی اسرائیل از بخش های مهمی از خاک لبنان و نیز سقوط توافق نامه 17 می 1983م میان دولت مارونی بشیر جمیل و اسرائیل شکل گرفته بود، همگی بیانگر نگاه پراگماتیستی سوریه به مسئله مقاومت بود

تصور سوریه در آن دوره نسبت به حزب الله این بود که حزب، ابزاری برای سیاست خارجی ایران، به منظور نفوذ گسترده این کشور در لبنان و با هدف تحدید نقش و نفوذ سوریه در لبنان است. از این رو، سوریه در دوره های مختلف، متحد سنتی خود یعنی امل را رویاروی حزب الله قرار داده و خود نیز در چند مرحله به صورت خشونت باری با این حزب، برخورد نظامی کرد. ماجرای حمله به پادگان فتح الله در سال 1987م که به شهادت بیش از بیست و هفت عضو حزب الله انجامید و نیز ورود ارتش این کشور به ضاحیه بیروت، برای پیشگیری از قدرت گیری روزافزون حزب الله در ژوئن 1988م، در راستای سیاست سوریه مبنی بر تضعیف مقاومت و کنترل آن ارزیابی می شود (اسپوزیتو، 1382، ص 148)

با پایبندی مخلصانه حزب الله نسبت به اصول بیان شده در پیام سرگشاده خود، که مبتنی بر اولویت مقاومت در برابر اسرائیل بود، که حتی در تقاضای حزب در توافق نامه دمشق 1 و 2 تجلی یافته و حزب خود را بی نیاز از مناصب حکومتی عنوان کرده و قدرت سیاسی را به رقیب خود امل واگذار نمود. سوریه اندک اندک به صداقت حزب الله و حامی ایرانی آن و نیز کارآمدی مقاومت در مبارزه مبتنی بر شهادت طلبی ایمان آورده و نگرانی های خود در خصوص ماهیت و اهداف حزب را بی مبنا یافت. همین مسئله در تغییر رویکرد سوریه نسبت به حزب الله و در نتیجه، زمینه سازی برای بهبود روابط امل با حزب الله بسیار مؤثر افتاد

از سوی دیگر، تغییر رویه یک جانبه گرایانه برخی سیاستمداران ایرانی، که در طی دهه هشتاد میلادی، تنها به حزب الله توجه داشته و نسبت به امل بی تفاوتی زیادی از خود نشان می دادند، نقش بسیار مهمی در تغییر دیدگاه امل نسبت به ایران و حزب الله ایفا نموده، موجبات همسویی و نزدیکی میان طرفین را فراهم آورد. در این میان، به باور جنبش امل برخوردهای آمرانه، تحقیرآمیز و یک جانبه گرایانه حاکی از بی توجهی مسئولان وقت وزارت امور خارجه و نیز سفارت ایران در لبنان و سوریه، جنبش امل را بسیار دلسرد نمود و در نتیجه، حزب اللهِ مورد حمایت ایران را در این فرایند مقصر می دید. از این رو، از دید ایشان کلید رفع منازعات با حزب الله در دستان ایران بود و با تغییر رویه سیاست خارجی ایران، از سال 1990م نسبت به امل، دوره طلایی روابط میان امل و حزب الله آغاز گردید (گفت وگو با ابوجعفر محمد نصرالله، 13 مرداد 1391؛ گفت وگو با طارق ابراهیم، 14 مرداد 1391)

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

کلمات کلیدی :
<   <<   21   22   23   24   25   >>   >