سفارش تبلیغ
صبا

مقاله اصالت وجود pdf

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

  مقاله اصالت وجود pdf دارای 32 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله اصالت وجود pdf   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

 

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله اصالت وجود pdf

چکیده  
مقدمه  
1 خاطره‌‌ای از دیالوگی فلسفی  
2 توضیح اصطلاحات  
1ـ2 ماهیت  
2ـ2 موجود  
3ـ2 «اصیل» و «اعتباری»  
3 طرح مدعا  
1ـ3 مقایسه اصالت وجود و اصالت ماهیت  
4 پیامدهای بحث  
پى‌‌نوشت‌‌ها  

چکیده

این مقاله به طرح مسئله اصالت وجود می‌‌پردازد امّا، برخلاف معهود، با توضیح اصطلاحات شروع نشده است، بلکه در ضمن دیالوگی فلسفی، و بدون استفاده از اصطلاحات، هم معنای «اصالت وجود و اعتباریت ماهیت» و هم دلیل صحت آن شرح داده شده است به طوری که اگر خواننده خود را به جای مخاطب قرار دهد و به اقتضای متن، ابتدا جوابگو و سپس اشکال‌‌کننده و پرسشگر باشد، به راحتی می‌‌تواند عمق مطلب را دریابد. در هر صورت، برای تکمیل بحث، پس از اتمام دیالوگ، مسئله با زبان اصطلاح نیز تبیین شده است. بدین منظور، ابتدا اصطلاحات لازم؛ مانند «ماهیت»، «موجود»، «بالعرض»، «بالذات»، «اعتباری» و «اصیل»؛ توضیح داده شده و در پی، صورت مسئله تقریر شده است و بالاخره با بیان فرق‌‌های اصالت وجود و اصالت ماهیت و توضیح پیامدهای بحث، مقاله پایان یافته است

کلید واژه‌‌ها

ماهیت، موجود، بالعرض، بالذات، اعتباری، اصیل

 

مقدمه

مسئله اصالت وجود و اعتباریت ماهیت، که به اختصار با عنوان «اصالت وجود» از آن یاد می‌‌کنند، مهم‌‌ترین مسئله حکمت متعالیه است. همه مسائلی که قوام حکمت متعالیه به آنهاست بی استثنا، به طور مستقیم یا غیر مستقیم، مبتنی بر اصالت وجودند. به قول استاد مطهری: بر خلاف ریاضیات، که فهم صورت مسائل آن ساده است ولی اثبات آنها معمولا مشکل است، در فلسفه، غالبا فهم صورت مسئله مشکل است اما اثبات آنها معمولا چندان مشکل نیست. این خصوصیت در مسئله اصالت وجود مضاعف است به طوری که عمق مسئله، آن‌‌طور که ملاصدرا اراده کرده است، دیرفهم می‌‌شود ولی وقتی که فهم می‌‌شود به نظر می‌‌رسد مسئله‌‌ای شبیه به بدیهی است به طوری که قابل انکار نیست و با این همه سادگی و بداهت بسیاری از مشکلات فلسفه را حل می‌‌کند. ما در این مقاله به طرح مدعای اصالت وجود نظر داریم. بدین‌‌منظور، ابتدا در قالب گفت‌‌وگویی فلسفی مدعا را توضیح می‌‌دهیم و سپس با زبان اصطلاح به آن می‌‌پردازیم و بالاخره با مقایسه اصالت وجود و اصالت ماهیت مطلب را به پایان می‌‌بریم. در ضمن، در این نوشتار، همواره مقصود از فلاسفه یا حکما فیلسوفان مسلمان است

 

1 خاطره‌‌ای از دیالوگی فلسفی

در مورد طرح مدعای اصالت وجود نگارنده خاطره‌‌ای دارد که ذکر آن شاید رهگشا باشد. چند سال پیش، برای اردویی آموزشی، از نگارنده خواستند که در زمینه فلسفه اسلامی جزوه‌‌ای تهیه کند. بعضی از دست‌‌اندرکاران، قبل از تهیه جزوه، توصیه کردند که برخی از مسائل حکمت متعالیه، بخصوص اصالت وجود و تشکیک وجود، چون دیر فهمند، در جزوه آورده نشوند. ولی نگارنده، به دلیل این که اصالت وجود و تشکیک وجود دو مسئله اصلی فلسفه ملاصدرا هستند، به این توصیه عمل نکرد و آنها را هم به متن افزود. برای تهیه متن جزوه، از آثار استاد مطهری استفاده شد به این نحو که انتخاب عناوین و تنظیم آنها و احیانا ویرایش متن از نگارنده بود ولی ذیل هر عنوان نوشته‌‌های استاد مطهری بود و طبعا متن پیچیده و مشکلی نبود. مستمعین هم دانشجویانی بودند که برخی از آنها از بهترین دانشگاه‌‌های کشور بودند و طبعا خوش‌‌فهم و با ذکاوت و فعال بودند. با این اوضاع و احوال، نگارنده و دیگر اساتید شروع کردند به تدریس جزوه. کلاس‌‌ها با نشاط و پر از بحث و سؤال برگزار می‌‌شد تا بحث به اصالت وجود و تشکیک وجود رسید. نگارنده خوب به خاطر دارد که این دو بحث را در تمام اردوگاه بجز یک نفر که به نظر می‌‌رسید از قبل با فلسفه آشنا بود هیچ کس نفهمید. جلساتی که این دو مسئله بحث می‌‌شدند همه دانشجویان صمٌ بکم نشسته بودند و با تعجب نگاه می‌‌کردند. شاید با خود می‌‌اندیشیدند که چرا پس از طی کلاس‌‌های قابل درک و معقول قبلی، هم‌‌اکنون مسایلی تدریس می‌‌شود که مطلقا قابل فهم نیست. این تجربه موجب شد که برای دوره بعد این دو مبحث از متن درسی حذف شوند. در هر حال این دوره تمام شد و دوره جدید با حذف این دو مبحث برگزار شد. اما بعضی از دانشجویان دوره جدید از مسئولان خواستند که مباحث فلسفه در طول سال تحصیلی هم ادامه پیدا کند. این درخواست مقبول افتاد و مسئولیت تشکیل کلاس به نگارنده واگذار شد. آشکار است در این کلاس‌‌هایی که در تداوم و تکمیل آموزش فلسفه تشکیل می‌‌شد باید اصالت وجود هم مطرح می‌‌شد. اما با تجربه‌‌ای که نگارنده از دوره قبل داشت، با این مشکل مواجه بود که چگونه این مسئله را طرح کند که قابل فهم باشد و مشکل دوره قبل پیش نیاید. بالاخره مسئله به روشی که در این مقاله ارائه می‌‌شود مطرح شد و نسبتا قابل فهم بود و مشکل آنچنانی پیش نیامد و معلوم شد که مشکل دوره قبل مربوط به نحوه تقریر مسئله بوده است که به شکل مفهومی مصداقی مطرح شده بود. اما اگر مسئله را عجین شده با دلیل آن، به نحوی که در این مقاله خواهد آمد، تقریر کنیم و سخن از رابطه مفهوم و مصداق به میان نیاوریم، هم راحت‌‌تر فهم می‌‌شود و هم دقیق‌‌تر طرح می‌‌شود. در آن کلاس، اصالت وجود (صرف‌‌نظر از تکمیلاتی که در این مقاله کرده‌‌ام) چنین مطرح شد

گفتم: مقدمتا باید تصویری اجمالی از ماهیات داشته باشیم. ماهیت یعنی مفهومی که در جواب سؤال «چیست آن؟ یا حقیقت آن چیست؟» می‌‌آید، مثل انسان، درخت، طلا. سپس توضیح دادم که هر چند این مفاهیم در ذهن ما هستند و حالت مفهومی دارند، نباید به حالت ذهنی و مفهومی آنها توجه کنیم تا حقیقتا ماهیت را تصور کرده باشیم. پس انسان از آن جهت که مفهومی است در ذهنْ ماهیت نیست، بلکه بدون توجه به مفهومیت‌‌اش ماهیت است؛ یعنی، انسان از آن جهت که انسان است ماهیت است که به آن «کلی طبیعی» هم می‌‌گویند. به عبارت دیگر، باید ذات انسان را لحاظ کرد؛ یعنی، از همه خصوصیات و حیثیات دیگر آن صرف‌‌نظر کرد: از ذهنی یا خارجی بودن آن، از کلی و مبهم بودن یا متشخص بودن آن، از موجود یا معدوم بودن آن، و حتی از این که داریم آن را لحاظ می‌‌کنیم، و فقط به خود انسان توجه کرد. مقصود از ماهیت انسان، انسان است وقتی که چنین لحاظ شود. هر ماهیت دیگری، مانند درخت و طلا و نقره و ببر و شیر و غیره، هم همین‌‌گونه است. مقصود فلاسفه از تعبیراتی همچون «حیثیت ماهیت» یا «ماهیت بما هی هی» یا «ماهیت لا بشرط» همین است. با ذکر این مقدمه، به اصل مطلب پرداختم

گفتم: تردیدی نیست که جهان خارج را اشیایی پر کرده‌‌اند، ملأ خارج را واقعیت‌‌هایی تشکیل داده‌‌اند، مثل شما و من و این قلم و این کاغذ و غیر ذلک. اساسا عالم خارج یعنی مجموع همین اشیاء و واقعیت‌‌ها. خارج چیز دیگری غیر از همین واقعیت‌‌ها و امور نیست. ما وقتی که واژه «واقعیت» را به کار می‌‌بریم به همین امور اشاره داریم. پس شکی نیست، بلکه از نظر حکما بدیهی است، که حقیقتا چیز یا چیزهایی موجود است، واقعیاتی هست. وجود این امورْ فرضی و اعتباری و به اصطلاح فیلسوف‌‌ها مجازی و بالعرض نیست. اما در فلسفه اسلامی چیزی را که حقیقتا موجود باشد نه فرضا و مجازا، »اصیل« می‌‌گویند. پس به زبان فلاسفه، بدیهی است که واقعیت‌‌ها و اشیاء خارجی اصیل‌‌اند، تردیدی نیست که اموری اصیل داریم. پس از این توضیح، بحث را با سؤال و جواب ادامه دادم

پرسیدم: آیا این اشیاء و واقعیت‌‌هایی که جهان خارج را پر کرده‌‌اند، و به اصطلاح این امور اصیل، ماهیت‌‌اند یا نه؟

جواب دادند: آری، تردیدی نیست که ماهیت‌‌اند. چرا؟ چون انسان‌‌ها، درخت‌‌ها، سنگ‌‌ها و غیره جهان خارج را پر کرده‌‌اند، واقعیت‌‌ها همین‌‌ها هستند، و بنابر توضیح قبلی، اینها همه ماهیت‌‌اند. انسان یک ماهیت است، درخت ماهیت دیگری است و هکذا، پس اشیاء و واقعیت‌‌هایی که خارج را پر کرده‌‌اند همان ماهیات‌‌اند

پرسیدم: اگر بخواهید همین مطلب را به زبان حکما بگویید، چه می‌‌گویید؟

جواب دادند: می‌‌گوییم آن امور اصیل همان ماهیت‌‌اند؛ به تعبیر مشهور، ماهیت اصیل است. درست می‌‌گفتند، این دقیقا همان اصالت ماهیت است. همه انسانها به طور متعارف اصالت ماهیتی فکر می‌‌کنند. اکنون باید با گوشزد کردن مشکل اصالت ماهیت آنها را به اصالت وجود متقاعد می‌‌کردم

پرسیدم: آیا ممکن است که ماهیت، مثلا انسان، به صورت یک مفهوم در ذهن موجود باشد؟ آری. آیا ممکن است انسان کلی و مبهم باشد؟ آری، در ذهن کلی و مبهم است. آیا ممکن است انسان در خارج به صورت یک فرد موجود باشد؟ آری، مثل من و شما. آیا ممکن است انسان متشخص باشد؟ آری، انسان در خارج متشخص است. آیا ممکن است انسان موجود باشد؟ آری. آیا ممکن است انسان معدوم باشد؟ آری، هر یک از ما صد سال پیش معدوم بوده‌‌ایم، به علاوه می‌‌توان دوره‌‌ای را در گذشته فرض کرد که در آن هیچ انسانی وجود نداشته است، لا اقل فرض آن معقول است و تناقضی ندارد، پس ممکن است انسان معدوم باشد. پس به اختصار، ممکن است (یعنی محال نیست) که انسان ذهنی باشد و ممکن است خارجی باشد. ممکن است کلی و مبهم باشد و ممکن است متشخص باشد. ممکن است موجود باشد و ممکن است معدوم باشد. هر دو طرف ممکن است و هیچ طرفی محال نیست. نتیجه گرفتم که پس خارجیت و تشخص و موجودیت ذاتی انسان نیست؛ یعنی، انسان از آن جهت که انسان است ایجاب نمی‌‌کند که خارجی و متشخص و موجود باشد و گرنه ممکن نبود ذهنی و کلی و معدوم هم باشد، تناقض پیش می‌‌آمد. آشکار است که انسان یک مثال است و خصوصیتی ندارد، هر ماهیت دیگری هم همین‌‌گونه است؛ درخت هم همین‌‌گونه است، شیر هم همین‌‌گونه است، طلا هم همین‌‌گونه است و هکذا. نتیجه این که خصوصیت هر ماهیتی این است که خارجیت و تشخص و موجودیت ذاتی آن نیست، می‌‌تواند ذهنی و کلی و معدوم هم باشد. حکما اصطلاحا چیزی را که خود بخود ایجاب نکند خارجی و متشخص باشد و بتواند ذهنی و کلی هم باشد، می‌‌گویند دارای «شیئیت مفهومی» است. پس طبق این اصطلاح، هر ماهیتی شیئیت مفهومی دارد. البته، فعلا نمی‌‌خواهیم از این اصطلاح استفاده کنیم. همین قدر کافی است توجه داشته باشیم که خصوصیت هر ماهیتی این است که خارجیت و تشخص و موجودیت ذاتی آن نیست

این سؤال‌‌ها درباره ماهیت و خصوصیت آن بود. اکنون باید به آن امر اصیل می‌‌پرداختم؛ یعنی، به آن اشیا و واقعیت‌‌هایی که خارج را پر کرده‌‌اند و از مجموع آنها عالم تشکیل شده است

پرسیدم: آن امور اصیل، آن اشیاء و واقعیت‌‌هایی که جهان خارج را پر کرده‌‌اند چگونه‌‌اند؟ آیا ممکن است خارجی نباشند و به صورت ذهنی و مفهومی موجود شوند؟ مقصود از این که به صورت ذهنی و مفهومی موجود شوند این نیست که خود آن واقعیات در خارج در جای خود موجود و محفوظ باشند و فقط تصویر و مفهومی از آنها در ذهن ایجاد شود، بلکه منظور این است که آن واقعیات همان گونه که هستند بدون هیچ تغییری به عالم ذهن منتقل شوند و در موطن ذهن به صورت مفهوم موجود شوند. آیا این امر ممکن است؟ خیر، محال است، چون مستلزم این است که جسمی که در ذهن تصور می‌‌کنیم فضایی را اشغال کند، آتشی که تصور می‌‌کنیم بسوزاند، مفهومی که از درخت داریم رشد کند و هکذا. آیا ممکن است آن امور اصیل، آن واقعیاتی که عالم خارج را تشکیل داده‌‌اند و آن را پر کرده‌‌اند، مادامی که واقعیت‌‌اند، موجود نباشند؟ خیر تناقض است و محال است. آیا ممکن است متشخص نباشند، بلکه کلی و مبهم باشند؟ خیر محال است، هر واقعیت خارجی‌‌ای عین تشخص است، تشخص ذاتی آن است. نتیجه این که آن امور اصیل، یعنی آن اشیا و واقعیاتی که جهان را پر کرده و ملأ خارج را تشکیل داده‌‌اند، ذاتا خارجی و متشخص‌‌اند، ذاتا موجودند، ذاتا طارد عدم‌‌اند؛ به عبارت دیگر، نقیض واقعی عدم همین امور اصیل و همین واقعیات‌‌اند

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

کلمات کلیدی :

تجربیات مدون آموزشی ویژگی های یک معلم کارآمد pdf

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

  تجربیات مدون آموزشی ویژگی های یک معلم کارآمد pdf دارای 58 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تجربیات مدون آموزشی ویژگی های یک معلم کارآمد pdf   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

 

بخشی از فهرست مطالب پروژه تجربیات مدون آموزشی ویژگی های یک معلم کارآمد pdf

مقدمه    
معلم واقعی کیست؟    
کدام معلم کارآمد است؟    
خصوصیات و کیفیت یک معلم کارامد    
معلم اثر بخش    
تشویق    
یادآوری    
نگه داشتن  دانش آموز در فضای  یادگیری    
جلب توجه    
حرکت  در بین دانش  آموزان    
محبت به دانش آموزان    
نقش معلم در آموزش و پرورش    
مشخصات یک معلم خوب    
مشخصات یک رهبر موفق    
ویژگیهای شخص معلم    
ویژگیهای حرفه ای و فنی معلم    
معلم کار آمد    
وادار نمودن شاگردان به فکر کردن    
ویژگی‌های ذهن متفکر    
عوامل بستر ساز تفکر    
سازماندهی صنف برای اندیشیدن    
تحول باید از کجا آغاز شود؟    
ویژگی های معارف تحول محور چیست؟    
نگاهی نو    
چگونه معلمی حرفه ای باشیم    
معلم حرفه ای کیست ؟    
چگونه کلاس جذابی برای دانش آموزان خود فراهم کنیم ؟    
چرا باید برای دانش آموزان ایجاد انگیزه کرد ؟    
همه ی معلمان به شناخت هایی از این قبیل نیازمند ند     
منابع    

بخشی از منابع و مراجع پروژه تجربیات مدون آموزشی ویژگی های یک معلم کارآمد pdf

1-  حرفه معلمی ، نویسنده حسین ملکی ، ناشر مدرسه ، سال

2-  جلوه های معلمی ، نویسنده محمد رضا آقا حسینی ، ناشر حدیث امروز ، سال

3-  معلم موفق ، نویسنده حسین دهنری ، ناشر ظفر ، سال

4-  تجارب معلمی ، نویسنده صادق زلفی ، ناشر بعثت ، سال

5-  معلم ، نویسنده فاطمه غلامی ، ناشر دفتر پژوهشهای فرهنگی کتاب قلک  ، سال

6- اصول و فنون راهنمایی و مشاوره در دوره های تحصیلی، تألیف : احمد صافی، انتشارات رشد

7- مبانی مشاوره و راهنمایی، تألیف : رابرت گیسبون و ماریا میشل ویرایش و ترجمه: دکتر باقر ثنایی، انتشارات : بعثت

8- تعلیم و تربیت در اسلام، استاد شهید مرتضی مطهری

9- روانشناسی تربیتی، محمد پارسا

10- روانشناسی شخصیت از دیدگاه اسلام، علی اصغراحمدی

11- روانشناسی رشد، علی اکبر شعاری نژاد

12- روانشناسی پرورشی، علی اکبر سیف

13- بررسی کتاب تفکر در تعلیم و تربیت، نوشته متیو لیپمن

مقدمه

پیامبران الهی نخستین معلمین در تربیت انسان کامل بوده اند. با توجه به تاریخ انبیای الهی همواره پیامبران جزء آن دسته از مردمی بودند که ویژگی های اخلاقی و انسانی منحصربه فردی داشته اند لذا اولین ویژگی که برای یک معلم می توان در نظر گرفت فضایل اخلاقی و ویژگی های شخصیتی والامی باشد

دانش آموزان به شکلی پیوسته و مداوم نسبت به نگرش ها، ارزش ها و شخصیت های معلمان خود واکنش نشان می دهند. تقلید از معلم، یکی از روشهای معمول در یادگیری به شمار می رود و از این لحاظ معلم می تواند الگوی پرقدرتی برای دانش آموز به حساب آید. یکی از جنبه های مهم یادگیری از طریق تقلید آن است که رفتار می تواند به سادگی از طریق مشاهده کسب شود و برای این کار لازم نیست که دانش آموز راسا به انجام دادن و تمرین و یا ارائه آن رفتار بپردازد. دانش آموزان به طور ثابت در حال جذب و کسب اظهارات، حالت ها ونگرش های معلمان خود از نقطه نظر روش کلاسی هستند و این امر بدون آنکه معلم رجوع خاصی به این گونه رفتارها داشته باشد انجام می گیرد. در مواردی که معلم با طعنه و کنایه و یا استهزا به اشتباهات دانش آموزان پاسخ می دهد احتمال اینکه دانش آموزان نیز چنین واکنش هایی نسبت به همدیگر نشان دهند افزایش خواهد یافت. باید توجه داشت که هر نوع رفتاری در هر زمانی می تواند به شکل یک الگو عمل کند. از این رو دانش آموزان رفتارهای مثبت و منفی، هر دو را از معلمان خود خواهند آموخت

  هرگاه دانش آموزان متوجه شوند که آنچه معلم به هنگام وعظ و خطابه در کلاس بیان می دارد، با آنچه وی عملااز خود بروز می دهد متفاوت است، یعنی هماهنگی بین عقیده وعمل او وجود نداشته باشد، آنان به چنین موعظه هایی توجه نخواهند کرد و در پی عمل کردن به آنها برنخواهند آمد. این تفاوت و ناهماهنگی ممکن است بین انتظارات معلم از دانش آموزان و امکاناتی که عملابه آنان داده می شود نیز مشاهده شود. اگر معلم به دانش آموزان گوشزد کند که مجاز نیستند قبل از آنکه زنگ تفریح زده شود کلاس را ترک کنند اما در عمل نتواند این قانون را جامه عمل بپوشاند اعتماد دانش آموزان نسبت به قدرت رهبری معلم به تدریج کاهش می یابد

رفتار دانش آموزان همچنین تحت تاثیر اعمال معلم در موارد زیر است: معلم به اهمیت مطالعه و خواندن کتاب تاکید فراوان می گذارد، اما خود او حتی یک کتاب هم نمی خواند

معلم رعایت اصول اخلاقی را محترم و مهم می شمارد ولی دائما بر سر مسائل جزئی با خشم و فریاد با دانش آموزان روبرو می شود. معلم تاکید می کند که احترام به عقاید و نظریات دیگران و بویژه دانش آموزان همواره موردنظر اوست، ولی مکررا عقاید دانش آموزان را که به نظر خودش نادرست و احمقانه است به مسخره می گیرد. در تمام موارد دانش آموزان به جای توجه به آنچه معلم به شکل نظری بیان می دارد، به رفتارها و واکنش هایی که عملااز خود نشان می دهد گرایش پیدا می کنند. معلمان قاهر و زورگو با رفتارهای خصمانه اثرات زیان بخشی بر روی رفتار دانش آموزان دارند، در حالی که معلمان مهربان با رفتارهای غیرتهاجمی می توانند به سازگاری اجتماعی دانش آموزان خود کمک کنند. بعضی از نشانه های رفتارهای خصمانه عبارتند از اعمال قدرت، خجالت زده کردن و پافشاری در مطیع بودن دانش آموزان. برای رفتارهای ملایم و منطقی نیز می توان از تائید نظرات دانش آموزان، تشویق دانش آموزان به شرکت در بحث های کلاسی، اظهار علاقه نسبت به فعالیت های دانش آموزان و همدردی و درک دانش آموزان نام برد. دانش آموزان در کلاس هایی که توسط معلم مهربان و منطقی اداره می شود رفتارهای سازگارتر و ملایم تری از خود نشان می دهند و عکس این قضیه نیز صادق است. به این ترتیب نباید فراموش کرد که معلم می تواند تاثیر فوق العاده ای بر محیط کلاس و در نتیجه بر رفتار دانش آموزان داشته باشد. بین معلم و شاگرد نباید تاثیر دانش آموزان بر رفتار معلم را نادیده انگاشت، زیرا که این تاثیر و تاثر الزاما در یک فرآیند دوطرفه انجام می گیرد. در اغلب موارد الگوی رفتاری و واکنش های (مثبت و منفی) معلم در کلاس رابطه و هماهنگی قابل توجهی با نوع رفتارها و واکنش های دانش آموزان در کلاس دارد. به طور کلی تدریس در کلاس به شکل یک رابطه دو جانبه رخ می دهد که در آن، دانش آموزان و معلمان یک واحد در هم تنیده را تشکیل می دهند. مثلاهنگامی که دانش آموزان در کلاس بدرفتاری می کنند برنگرش معلم نسبت به آنان تاثیر گذاشته و این نیز به نوبه خود بر نگرش دانش آموزان نسبت به معلمشان اثر خواهد گذاشت. این تاثیر و تاثرها نقش اساسی در بالاو پایین بردن سطح یادگیری دارد

معلم واقعی کیست؟

  بسیاری از معلمین تازه کار غالبا مقدار زیادی از وقت خود را به طراحی و تمرکز بر روی دروس و موضوعات صرف می کنند و فراموش می کنند که تدریس خوب صرفا به شیوه ها و کارافزارهای یادگیری خلاصه نمی شود. گروه زیادی از معلمین به هنگام تدریس، به جای آنکه شخصیت و رفتاری واقعی و طبیعی برای برقراری ارتباط با دانش آموزان از خود نشان دهند به ایفای نقش و بروز رفتارهای مصنوعی می پردازند. این گروه فکر می کنند که ایفای نقش می تواند آنان را در جلوگیری از بروز مسائل و مشکلات مربوط به نظم و انضباط محیط کلاس یاری دهد. رفتارهای سرد، خشن و دور از انسانیت بعضی از معلمان در محیط کلاس با فلسفه آموزش و نقش و رسالتی که به عهده آنان گذارده شده مغایرت دارد. این گونه رفتارها گاهی به این علت از آنان سر می زند که فکر می کنند در صورتی که رفتاری مهربانانه و روابطی دوستانه با دانش آموزان داشته باشند ممکن است آنان را افرادی سهل اندیش، بی کفایت و سست نظر قلمداد کنند. متاسفانه به دفعات زیاد مشاهده شده که معلمین تازه کار را با رهنمودهای غیرمنطقی و به دور از احساسات انسانی نظیر “از همان آغاز با سرسختی صدای دانش آموزان را خفه کنید” و یا قدرت و ریاست خود را به دانش آموزان نشان دهید و “به آنان اجازه ندهید در هیچ موردی اعتراض کنند” مواجه ساخته و بسیاری از این گونه معلمین نیز چنین رهنمودهایی را در تدریس خود به کار گرفته اند. این نگرانی وجود دارد که معلم ضمن اینکه به ایفای نقش می پردازد ممکن است آن را کاری راحت یا حداقل موفقیت آمیز بیابد و به تدریج در این قالب فرو برود. کم کم رفتارش بر محور اعتقادات سنتی سازمان می گیرد؛ به طوری که دیگر قادر نیست خود را از چنین قالبی رها سازد. در اینجا به بعضی از این اعتقادات سنتی تدریس که نسل به نسل به معلمین انتقال یافته است اشاره می کنیم

من، سکوت و میانه روی را پیشه می کنم

    براساس این اعتقاد معلم موجودی است بی ثمر و فاقد تحرک که هر موقعیت و رویدادی را با سردی و سکوت می نگرد. او در هر شرایطی خلق و خوی بی طرفانه از خود نشان می دهد و در واکنش های او اثری از شادی، غم، تواضع یا تکبر مشاهده نمی شود. در کلیه بحث ها نقشی خنثی بازی می کند و عقاید و اندیشه های شخصی خویش را ابراز نمی دارد

من به همه کودکان عشق می ورزم

براین اساس معلمان باید همه کودکان را به یک میزان دوست داشته باشند. عصبانیت، نفرت و طرد، جایی در قلمرو احساسات معلم ندارد! معلمینی که این احساسات طبیعی را تجربه می کنند گاهی دچار احساس گناه می شوند، زیرا به غلط به آنان گفته شده که معلم خوب باید فاقد این گونه احساسات باشد؛ یعنی عصبانی نشود، هیچ کس را طرد نکند. باید توجه داشته باشیم که وقتی می گوییم معلم باید همه کودکان را دوست داشته باشد، از لحاظ اینکه کودکان همه انسان هستند و حق دارند که دوست داشته شوند، حرف درستی است اما به آن معنا نیست که معلم ملزم باشد بر سایر احساسات طبیعی خود سرپوش بگذارد. خشم، عصبانیت، طرد و امثال آن نیز می تواند از سوی معلم و البته به عنوان بخشی از ابزارهای تعلیمی و پرورشی در مقابل رفتارها و کنش های مختلف کودکان بجا و سنجیده به کار گرفته شود. در چنین حالتی خشم و طرد، عین دوست داشتن و در امتداد آن خواهد بود

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

کلمات کلیدی :

مقاله راهبرد پیشرفت در دولت دینی و عصر مدرنیته pdf

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

  مقاله راهبرد پیشرفت در دولت دینی و عصر مدرنیته pdf دارای 25 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله راهبرد پیشرفت در دولت دینی و عصر مدرنیته pdf   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

 

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله راهبرد پیشرفت در دولت دینی و عصر مدرنیته pdf

چکیده  
مقدمه  
مفاهیم کلیدی  
دین  
دولت دینی  
مدرنیته  
راهبرد  
پیشرفت  
راهبردهای نوع پیشرفت  
راهبرد اول: ارتباط وثیق مردم و دولت  
بررسی موضوع در مدرنتیه  
راهبرد دوم: بهبود مادی در کنار امور معنوی  
دیدگاه عبرت‌آمیز مدرنیته:  
راهبرد سوم: توجه به نو شدن  
ساز و کار؛ توجه اکید به مجتهدان  
دیدگاه عبرت‌آموز مدرنیته  
راهبردچهارم: انسان‌شناسی دقیق  
توجه به رتبه بندی نیاز در صورت تعارض  
دیدگاه مدرنیته  
خودکامگی  
منابع  

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله راهبرد پیشرفت در دولت دینی و عصر مدرنیته pdf

ـ آرمسترانگ، مایکل، مدیریت منابع استراتژیک منابع انسانی، سید‌محمد اعرابی، داود ایزدی، تهران، دفتر پژوهش‌های فرهنگی،1384

ـ احمدی، بابک، مدرنیته و اندیشه انتقادی، تهران، مرکز،1374

ـ امام خمینی(ره)، صحیفه نور، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1370

ـ بنی‌هاشمی خمینی، سید‌محمد حسن، توضیح المسایل مراجع عظام، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1378

ـ تودارو، مایکل، توسعه اقتصادی در جهان سوم، ترجمه غلامعلی فرجامی، تهران، انتشارات برنامه و بودجه (1)، 1366

ـ جوادی آملی، عبدالله، فطرت در قرآن، قم، اسراء، 1379

ـ جوادی آملی، عبدالله، نسبت دین و دنیا، قم، اسرا، 1381

ـ حرّ عاملی، محمد‌حسن، وسایل الشیعه، قم، آل البیت(ع) ، 1409 ق

ـ الحلوانی، حسین‌بن علی، نزهه الناظر وتنبیه الخاطر، قم المقدسه، نشر مدرسه الامام المهدی، 1408ق

ـ دیدار با اعضای هیأت دولت 1386/07/

ـ رودیگز، کریس، مدرنیسم، ترجمه ‌کامران سپهران، تهران، شیرازه، 1380

ـ ژاکس، ولفگانگ، نگاهی نو به مفاهیم توسعه، ترجمه فرید فرهی و وحید بزرگی، تهران، نشر مرکز، 1374

ـ ژیلسون، اتین، روح فلسفه قرون وسطی، ترجمه ع، داوری، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1370

ـ صدوق، محمد‌بن علی، من لا یحضره‌الفقیه، قم، مؤسسه نشر اسلامی، 1413ق

ـ طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان، قم، النشر الاسلامی، 1417 ق

ـ مطهری، مرتضی، اسلام و مقتضیات زمان، ج1، تهران، صدرا، 1373

ـ معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، امیرکبیر، 1376

ـ پیام‌ رهبر معظم‌ انقلاب‌ به‌ کنگره‌ نقش‌ زمان‌ و مکان‌ در اجتهاد 1374/12/

ـ پیام نوروزی مقام معظم رهبری 1/1/ 1387

ـ پیام نوروزی مقام معظم رهبری 1/1/ 1388

ـ سخنان رهبری در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت 1385/07/

ـ مقام معظم رهبری در دیدار اعضای هیأت دولت،1384/05/

ـ مقام معظم رهبری در دیدار نمایندگان مجلس، 29/3/79

ـ موسایی، میثم، دین و فرهنگ توسعه، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1374

ـ نوذری، حسینعلی، مدرنیته و مدرنیسم، تهران، نقش جهان، 1379

ـ واترز، مالکوم، جامعه سنتی و جامعه مدرن، ترجمه منصور انصاری، تهران، نقش جهان، 1381

ـ وکیل امیر ساعد، پوریا عسکری، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران، مجمع علمی و فرهنگی مجد، 1383

ـ ولایتی، علی اکبر، فرهنگ و تمدن اسلامی، قم، نشر معارف، 1387

-Edwards, Paul, The encyclopedia of philosophy, v4, p78, Routledge, London,

-Safre, Jacob E, The new encyclopedia pitannica, v5, p , London,

-William E.Connolly, Political Theory & Modernity, Basil Blackwell.1988, P1-

چکیده

دولت دینی، به عنوان نماد عملی مکتب اسلام, برای دستیابی به مقوله پیشرفت و توسعه،‌ به راهبردهایی نیازمند است؛ پیشرفتی که می‌تواند نظام جمهوری اسلامی را به سوی کمال مادی و انسانی خود حرکت دهد.در کنار هر راهبرد، برای نیل به شاخصه لازم برای ارزیابی بهتر،‌ لازم است به دوره مدرنیته، به عنوان تجربه عینی توسعه در جهان غرب اشاره شود. راهبردها در نگاه کلی، به چهار راهبرد تقسیم شده است که هر یک می‌تواند به راهبردهای کوچک‌تر نیز تقسیم گردد؛ ارتباط دولت و مردم به عنوان عوامل تحقق توسعه و پیشرفت؛ لزوم نگاه ارزشی به پیشرفت مزبور؛ مقوله زمان که نقشی‌ بی بدیل در رسیدن به پیشرفت ایفا می‌کند؛ شناخت انسان و نیازها و تدبیرهای لازم در این باره به عنوان اصلی‌ترین چالش پیشرفت دینی و غربی مطرح است

کلیدواژه‌ها: دین، دولت دینی، مدرنیته، راهبرد، پیشرفت

 

مقدمه

مکتب سیاسی اسلام در حال حاضر، مکتبی نوپا، اما مستحکم و صاحب اثر در دنیای معاصر به شمار می‌رود، که می‌تواند برای تمامی اندیشمندان سیاسی، امری قابل توجه به شمار آید. بنا به نظر اندیشمندان، نظامی که از این مکتب برخاسته است، توانست توطئه‌ها و موانع بسیاری که از سوی قریب به اتفاق قدرت‌های بلامنازع جهان، به وجودآمده است را پشت سر گذارد؛ توطئه‌های نرم و سختی که هر یک برای خرابی و ویرانی نظامی به مراتب متمکن‌تر و ثروتمندتر، کافی بود، اما باوجود همه مخالفت‌ها، نظام جمهوری اسلامی توانست به وجود بیاید، سی سال ادامه یابد و بر قدرتش روز به روز افزوده شود. همین امر، دقت بیشتر و کنجکاوی بسیاری از صاحب‌نظران سیاسی جهان را برانگیخته است، تا مبانی فکری و ارزشی این پدیده قرن را مورد بازکاوی قرار دهند

از سوی دیگر، ما با مکتب مدرنیسم رو به رو هستیم که بعد از سال‌های طولانی که از پیدایش و شکل‌گیری آن می‌گذرد، هنوز دنیای غرب را بدون اغراق، می‌توان دنیای مدرن قلمداد نمود. این پدیده بر اثر عوامل و دلایل بسیاری در غرب به وجود آمد و سپس در فرآیندی فزاینده و رو به رشد، در بخش‌های بسیاری از زندگی بشری نفوذ نمود و آثار و پیآمدهای بسیاری در زندگی بشر برجای گذاشت. آثار، به حدی است که اندیشمندان و صاحب‌نظران وقتی از مکتب مزبور صحبت می‌کنند، از ادبیاتی استفاده می‌کنند که گویی، نوعی عینیت میان غرب و مدرنیسم وجود دارد و این دو، چنان به هم گره خورده‌اند که لازم و ملزوم یکدیگر شده‌اند

آنچه بسیار مهم است و محور این نوشتار به شمار می‌آید، آن است که مکتب اسلام و مدرنیته در بعد سیاسی چه ارتباطی با هم دارند و چه نقاطی آنها را از یکدیگر متمایز می‌سازد. از سوی دیگر، وجوه عبرت‌آموزی که در مدرنیته وجود دارد، می‌تواند تجربه‌های مفید و قابل توجهی را برای ما و به ویژه برای دولت‌مردان به وجود آورد. ما می‌توانیم فراز و فرود‌های این نظریه را برای تصمیم گیری‌های خود در عرصه اجتماعی و سیاسی، مورد توجه و امعان نظر قرار دهیم و با مقایسه این دو مکتب، گامی برای نظریه‌پردازی دقیق‌تر مبانی نظری سیاسی اسلام و دولت دینی برداریم

در این نوشتار، به چهار راهبرد در زمینه پیشرفت دولت دینی اشاره شده است. راهبردها، برخاسته از مبانی مورد توجه اسلام در امور سیاسی و اجتماعی است که سعی شده مهم‌ترین آنها مورد توجه و اشاره قرار گیرد. همچنین در کنار آنها به دیدگاه‌های مدرنیته نیز اشاره شده، تا بتوان با دقت بر آنها، به شاخصه‌های دقیق‌تری برای ارزیابی بهتر و رساتر دست یابیم

 

مفاهیم کلیدی

در این قسمت، برخی واژه‌ها در دو مقوله دولت و مدرنیسم بررسی می‌شود

دین

از جمله تعاریفی که درباره‌ دین ارائه شده و در زمینه مورد بحث می‌توان دولت را برخاسته و مرتبط با آن تلقی نمود، عبارت‌اند از

1 دین، قانون زندگی و راهی است که انسان باید برای رسیدن به سعادت بپیماید و هدف نهایی انسان، همان رسیدن به سعادت است

2 دین، مجموعه‌ای از عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که برای اداره امور فردی و اجتماعی انسان‌ها و تأمین سعادت دنیا و آخرت آنان تدوین شده است

دولت دینی

دولت دینی در نوشتار حاضر، به نظامی سیاسی و اجتماعی اطلاق می‌شود که برگرفته از مبانی اسلام است. تعریف‌های دیگر مانند اینکه که دولت دینی را نهادی ارزیابی کنیم که می‌خواهد اسلام را در عرصه‌های خود پیاده کند یا به نظرات آن گوش فرا دهد یا‌;.، همگی نوعی دوگانگی غیر‌قابل توجیه را معرفی می‌سازد که این دوگانگی بارها توسط اندیشمندان اسلامی، مورد تخطئه قرار گرفته است. ما باید دولتی را مورد نظر قرار دهیم که اسلام را حقیقت وجودیِ خود در تأسیس و سیاست‌گذاری و ; بداند و به گونه‌ای یکپارچه، قابل انفکاک از آن نباشد

مدرنیته

واژه «مدرنیسم» و در پی آن «مدرنیته» به انحای گوناگون تعریف شده است. این تعریف‌ها و بیان‌ها بسیار زیاد و متفاوت است،گونه‌ای که کمتر کسانی را می‌توان یافت که در این رابطه، تعریف کاملاً یکسانی داشته باشند. برای کمی مجال، از آوردن خودِ تعاریف چشم‌پوشی می‌شود و تنها به شاخصه‌ها و مسائل محوریی‌ای که از مدرنیته می‌توان استحصال نمود (با اشاره به تعریف فیلسوف مربوطه) اشاره می‌شود: تعدد تعاریف، ما را به تلقی‌های متعددی می‌رساند که شاید بتوان آنها را به طور مجموعی نگریست و به امور شاخص آن دسترسی یافت

مدرنیسم بیش از همه، یک مکتب هنری و فکری پیشرو بوده که به تدریج دنباله‌های آن به مسائل فلسفی و نوع نگرش انسان به زندگی و جامعه کشیده شده است

در این مکتب، بیش از همه به جدا شدن و فراغت از جهان بینی گذشته با کمک عقل ابزاری مستقل اشاره می‌شود که بر اساس امور نو، امروزی و کنونی، امور سنتی گذشته از جامعه کنار گذاشته می‌شود

راهبرد

راهبرد یا استراتژی، به طرح عملیاتی دراز مدتی گفته می‌شود که به منظور دست‌یابی به یک هدف مشخص، طراحی شده باشد

راهبرد ــ در اکثر مواردـ به معنای سنجیدن وضع خود و حریف و اتخاذ نقشه‌ای برای مواجهه با او در مناسب‌ترین زمان ممکن می‌باشد. این واژه گستره وسیعی در حوزه‌های سیاست، اجتماع، اقتصاد و فرهنگ دارد. به همین خاطر، ارائه تعریفی واحد از آن دشوار است

پیشرفت

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

کلمات کلیدی :

تحقیق فرا انگیزشها و ویژگیهای افراد خودشکوفا pdf

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

  تحقیق فرا انگیزش‌ها و ویژگی‌های افراد خود‌شکوفا pdf دارای 21 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق فرا انگیزش‌ها و ویژگی‌های افراد خود‌شکوفا pdf   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

 

بخشی از فهرست مطالب پروژه تحقیق فرا انگیزش‌ها و ویژگی‌های افراد خود‌شکوفا pdf

چکیده  
مقدمه  
انسان مطلوب از دیدگاه روان‌شناسان  
فرا انگیزش11  
جامعه پژوهش  
روش اجرای پژوهش  
تجزیه و تحلیل نتایج  
بحث درباره یافته‌ها  
منابع  

بخشی از منابع و مراجع پروژه تحقیق فرا انگیزش‌ها و ویژگی‌های افراد خود‌شکوفا pdf

اصغری پور، حمید، رابطه بین اختلال‌های رفتاری و عدم ارضای نیازهای اساسی دانش آموزان، پایان نامه کارشناسی ارشد،تهران، دانشگاه تربیت معلم، 1373

باب الحوائجی، فهیمه، «تحلیل محتوا»، فصلنامه کتاب، زمستان 1376، ص 108-98

کریمی، یوسف، روان‌شناسی شخصیت، انتشارات پیام نور، تهران، 1375

شولتز، دو آن، روان‌شناسی کمال، ترجمه: گیتی خوشدل، تهران، نشر نو، 1366

ـــــ، نظریه‌های شخصیت، ترجمه: یحیی سید محمدی، تهران، ویرایش، 1387

شاملو، سعید، روان‌شناسی شخصیت، تهران، چهر، 1366

مزلو، آبراهام هارولد، افق‌های والاتر فطرت انسان، ترجمه: احمد رضوانی، مشهد، آستان قدس رضوی، 1377

ـــــ، روان‌شناسی شخصیت سالم، ترجمه: شیوا رویگریان، تهران، هدف، 67- 1366

ـــــ، انگیزش و شخصیت، ترجمه: احمد رضوانی، مشهد، آستان قدس رضوی، 1375

ملاصدرا، عرفان و عرفان بیدار، ترجمه: محسن بیدارفر، دانشگاه الزهرا، تهران، 1371

نصری، عبدالله، سیمای انسان کامل از دیدگاه مکاتب، تهران، دانشگاه علامه طباطبایی، 1371

واعظی، احمد، انسان از دیدگاه اسلام، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم اسلامی دانشگاه(سمت)، 1377

Heidegger, M., Letter on Humanism, (R. Murier, Trans.), In M. Heidegger, basic writings (D. F. Krell, Ed.), New York: Harper & row, (original work published 1947),

Kinnier, R. T., et al.,”What eminent people have said about the meaning of Life”, Journal of Humanistic Psychology, v 43(1), 2003, p 105-

Laas, I., “Self-actualization and society: A new application for an Old theory”, Journal of Humanistic Psychology, V 46, No,1,2006, p 77 –

Mathes, E. W., et al., “Peakexperience tendencies: scale development and theory testing”, Journal of Humanistic Psychology, v 22(3), 1982, p 92-

McClain, E. W., Andrews, H. B., “Some personality correlates of peak experiences: A study in self-actualization”, Journal of Clinical Psychology, v 25(1), 1965, p 36-

Pilisuk, M., “Ecological psychology, Caring, and the boundaries of the person”, Journal of Humanistic Psychology, v 41(2), 2001, p 25-

Tobacyk. J. J., Miller, M., “Comment on maslow’s study of self-actualization”, Journal of Humanistic Psychology, v 31(4), 1991, p 96-

چکیده

پژوهش حاضر به منظور بررسی ویژگی‌های افراد خودشکوفا در سرداران شهید استان کرمان تدوین شده و بدین منظور 75 زندگی‌نامه این سرداران با استفاده از روش تحلیل محتوا بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که 8/65 از سرداران شهید، فرا انگیزش‌های مزلو را دارند که بیشترین فرا انگیزش ( 6/87) مربوط به حقیقت و نیکویی و کمترین آن 24 مربوط به فراانگیزش یگانگی است. همچنین 7/63 از سرداران شهید ویژگی‌های افراد خود شکوفا را داشته که بیشترین آن 100 مربوط به تجربه‌های اوج و عارفانه و کمترین آن مربوط به ویژگی مقاومت در برابر فرهنگ مسلط 32 است. همچنین ضریب همبستگی بین فرا انگیزش‌ها و ویژگی‌های افراد خود شکوفا 9/68 است.

کلید واژه‌ها: فراانگیزش‌ها، افراد خودشکوفا، سرداران شهید.

 

مقدمه

توجه به انسان کامل؛ انسانی که معیاری برای افراد انسانی باشد، سابقه‌ای بس دیرینه دارد و از مذهب‌ها و مکتب‌های هند گرفته تا فلسفه روم و یونان و ازتفکرات اندیشمندان قرون وسطی تا اندیشه‌های اصیل اسلام، از رنسانس تا عصر حاضر همواره شناسایی انسان کامل و تکامل انسانی مد نظر بوده است1 ملاصدرا، انس با خدا، عشق به خداوند، زهد، یاد مرگ، علم، حقیقت‌جویی، مشتاق عزلت، اعتدال، شجاعت، صبر و مهربانی را از ویژگی‌های انسان کامل می‌داند.2 دانشمندان اسلامی از انسان کامل با عنوان‌هایی، چون شیخ، پیشوا، هادی، مهدی، دانا، بالغ، کامل، مکمل، امام، جام جهان‌نما و آیینه‌گیتی‌نما نام برده‌اند

در میان نظریه‌های روان‌شناسی، نظریه مزلو راجع به ماهیت و انگیزش انسان، سهم بسیاری در درک عمیق و پیشرفته انسان داشته است. مزلو در بررسی انسان مطلوب و سالم، فقط انسان‌های بغایت سالم را مطالعه و بررسی کرده و ضمن بیان فهرستی از ویژگی‌های انسان مطلوب، فهرستی هم از فراانگیزش‌ها یا فرانیازها ارائه داده است

بی‌تردید، در دوران جنگ تحمیلی، انسان‌هایی بودند که زندگی راحت و امن خود را رها کرده و برای مدت‌های مدیدی در جبهه‌ها حضور داشتند. سؤال اساسی که به ذهن می‌رسد این است که این افراد چه ویژگی‌ها و خصوصیاتی داشتند که حاضر به چنین فداکاری و ایثارگری شدند؟ ادراک آنها از واقعیت و ضرورت‌ها چگونه بوده است؟ چگونه توانستند از آسایش و راحتی خود درگذرند و دفاع ازهم‌نوعان را بر سلامتی و رفاه خود ترجیح دهند؟ شناخت آنان چگونه بوده که توانستند بدون آنکه تحت تأثیر دیگران قرار گیرند به تمیز بین اهداف ماندن (در خانه) و رفتن (به جبهه) برسند؟ و از همه مهم تر در جبهه به چه تجربیات اوج و عارفانه‌ای دست می‌یافتند که خدا گونه بودن انسان را به نمایش می‌گذاشتند؟

انسان تحت تأثیر انگیزه‌هایی قرار دارد که فعالیت او را جهت می‌دهد. در مورد سرداران شهید این سؤال مطرح می‌شود که آنان در جبهه در پی ارضای چه نیازهایی بودند؟ چه انگیزه‌هایی آنان را به حضور مستمر در جبهه وادار می‌کرد؟ بی‌شک، آنان در پی ارضای نیازهای جسمانی و ایمنی خود نبودند، زیرا در جبهه این نیازها به سختی ارضا می‌شوند و جبهه، جای امنی برای ارضای نیاز ایمنی نبود، بلکه عواملی ماورای این نیاز‌ها و انگیزه‌ها آنها را به فعالیت وادار می‌کرد که می‌توان به تعبییر مزلو از آنان به «فراانگیزش» و «فرا نیاز» نام برد

این پژوهش سعی دارد با بررسی خصوصیات و ویژگی‌های سرداران شهید و فراانگیزش‌ های آنان الگویی از کمال انسانی را برای افراد، به ویژه جوانان فراهم آورد تا از دغدغه‌های زندگی روزمره رهایی یافته و روحیه مادی‌گرایی را از خود دور کرده و راهی را فراسوی انسان عادی و معمولی پیدا کرده و در جهت انسان شدن که همانا بالفعل کردن توانایی‌های بالقوه انسانی است، گام بردارند تا بتوانند به سطح برتری از بهنجاری دست یافته و بهداشت روان خود را ارتقا بخشند

برای پاسخ دادن به سؤال‌های فوق، سعی می‌شود بر اساس نظریه مزلو درباره افراد خود‌شکوفا وفراانگیزش‌ها، مطالعه‌ای تطبیقی با استفاده از روش تحلیل محتوا5 بر اساس ویژگی‌های سرداران شهید که در زندگی‌نامه آنان آمده و نظریه مزلو صورت گیرد تا ضمن حفظ ارزش‌ها، آرمان‌ها و پیام‌های آنان، الگویی از شخصیت سالم ارائه شود. در همین راستا، فرضیه‌های این پژوهش که با فرانگیزش‌ها یا فرانیازها و ویژگی‌های افراد خودشکوفا و عشق الهی، ارتباط داشته، عبارت‌اند از

فرا انگیزش‌ها در سرداران شهیدوجود دارد

ویژگی‌های افراد خود‌شکوفا در سرداران شهید وجود دارد

 

انسان مطلوب از دیدگاه روان‌شناسان

روان‌شناسی کمال به جنبه سالم طبیعت آدمی می‌پردازد و هدف آن بیداری و رهایی استعداد‌های عظیم انسان برای از قوه به فعل رساندن و تحقق‌بخشیدن توانایی‌های خویش و یافتن معنای ژرف‌تری از زندگی است. روان‌شناسان کمال در عین اینکه تأثیر محرک‌های بیرونی، غریزه‌ها و کشمکش‌های دوران کودکی را بر شخصیت انسان نفی نمی‌کنند، آدمیان را دستخوش دگرگونی ناپذیر این نیروها نمی‌دانند. آنها به قابلیت گسترش و شکوفایی کمال خود و تبدیل شدن به آنچه در توان آدمی است اعتقاد دارند

روان‌شناسان کمال تنها به بهنجار بودن نمی‌اندیشند، بلکه می‌گویند باید به سطوح عالی‌تر کمال انسانی و فراسوی بهنجاری دست یافت و تمام استعداد‌های بشری را به فعلیت رساند

«از میان نظریه‌های مختلفی که در باره انسان مطلوب و کامل ارائه شده است، به اقرار همگان، مفصل‌تر و پر نفوذترین آنها توسط مزلو ارائه شده است».7هدف مزلو از بررسی انسان، دست یافتن به شخصیتی سالم و شکوفایی اوست

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

کلمات کلیدی :

تجربیات تدوین شده در زمینه تدریس pdf

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

  تجربیات تدوین شده در زمینه تدریس pdf دارای 61 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تجربیات تدوین شده در زمینه تدریس pdf   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

 

بخشی از فهرست مطالب پروژه تجربیات تدوین شده در زمینه تدریس pdf

مقدمه    
نکاتی برای اولین روز تدریس در کلاس    
آشنایی با دانش آموزان    
نحوه تعامل معلّم و والدین    
برگزاری جلسات با اولیای دانش آموزان    
کنار آمدن با والدین بد قلق    
تدریس و امکانات کلاسی    
چگونه از منابع محدود کلاسی بهترین بهره برداری را انجام دهیم    
برنامه ریزی درسی در تدریس    
برنامه ریزی طرح کار    
برقراری آرامش درکلاس درس    
ارتباط با دانش آموزان    
مشکلات ارتباط کلامی با دانش آموزان    
برقراری نظم در کلاس    
بایدها و شایدهای روابط کاری در کلاس درس    
کار کردن به صورت گروهی    
چگونه از معلم یا استاد خود استفاده کنیم    
چگونه ازدیگران کمک بگیریم    
کمک گرفتن از معلمان و اساتید پس ازپایان ترم یا سال تحصیلی    
انواع مساعدت های یک معلم به یک دانش آموز    
مساعدتهای درسی    
مساعدتهای فکری و معنوی    
منابع    

بخشی از منابع و مراجع پروژه تجربیات تدوین شده در زمینه تدریس pdf

* سالی براون، هلن هورن، کارولین ارلام، فیل ریس / مترجم: سعید خاکسار

*براون، سالی و همکاران، ( 1387)، مهارتهای مهم تعلیم و تعلم، سعید خاکسار، تهران، نشر موزون، چاپ دوم

*راه‌های غلبه بر ناکامی  / پدیدآورنده: واحد پژوهش انتشارات هنارس / ناشر: هنارس، عطش – 27 اسفند،

*اعتماد به نفس / پدیدآورنده: باربارا دی آنجلس، هادی ابراهیمی (مترجم)، زهرا جوادی زاده (ویراستار) / ناشر: نسل نو اندیش – 04 مهر،

*اعتماد به نفس برتر / پدیدآورنده: گیل لیندن فیلد، منصور فهیم (مترجم) / ناشر: رهنما – 07 آذر،

*اسرار اعتماد به نفس / پدیدآورنده: دیویدجوزف شوارتز، الهام السادات رضایی (مترجم) / ناشر: استاندارد – 12 بهمن،

*اعتماد به نفس / پدیدآورنده: سامویل اسمایلز، علی دشتی (مترجم)، مهدی ماحوزی (به اهتمام)

 

 

مقدمه

همان طور که می‌دانید، در سیستم نوین تدریس، اگر بخواهید در پوشش تمام زمینه‌های برنامه ی دروس سراسری موفق باشید، برنامه ریزی کامل یک ضرورت محسوب می‌شود. صرف وقت زیادی در این راستا تبدیل به طبیعت دوم شما خواهد شد. البته مواظب باشید که جایی برای مانور نیز باقی بگذارید- آموزگاران موقعی بهترین عملکرد خود را ارائه می‌دهند که واقعاً به موضوع درسی علاقه‌مند باشند و یا برای تفهیم مبحثی که پرداختن به آن، به ویژه در آن روز، حائز اهمیت است، از گوشه و کنار شاهد و مثال می‌آورند. به خود آزادی عمل بدهید تا برنامه ی کاری خود را در جهت واکنش نشان دادن به موضوعات روز تنظیم کنید، و با تلفیق آنچه دانش آموزان باید بیاموزند و آنچه شما به آن علاقه دارید، از کار خود لذت ببرید

نکاتی برای اولین روز تدریس در کلاس

فرصت دومی برای ایجاد اولین برداشت خوب وجود ندارد! برخورد اول با دیگران در هر کاری حائز اهمیت است، به ویژه بادانش آموزان جدید. یک ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید، «تا کریسمس فرا نرسیده لبخند نزن»، همیشه آسان‌تر است به مرور از خود ملایمت نشان دهید تا این که پس از آگاه شدن کلاس از انعطاف پذیری شما، رفتاری خشک در پیش بگیرید!

1 فراموش نکنید که خودتان را معرفی کنید؛ و در صورت لزوم نام خود را روی تخته سیاه بنویسید

2- انتظار خود از دانش آموزان را به صراحت برایشان بیان کنید؛ مشخص کنید که در کلاس درس چه کارهایی را می‌توانند انجام دهند و چه کارهایی را نمی‌توانند. چند قانون رفتاری ساده وضع کنید و در مورد آن‌ها جدی باشید. می‌توانید از خود دانش آموزان دعوت کنید پیشنهادات خود را در مورد وضع مقررات بیشتر ارائه دهند

3- هرچه سریع‌تر نام دانش آموزان خود را یاد بگیرد؛ دستوری که به طور مستقیم صادر شود،‌ بسیار مؤثر تر واقع می‌شود. کار شما نیز موقعی مؤثر تر واقع می‌شود که هرگز فراموش نکنید کلاس شما از تک تک افراد تشکیل شده است و شما آن‌ها را به عنوان افراد متفاوت می‌شناسید

4کمک کنید دانش آموزان نام یکدیگر را یاد بگیرند؛ البته اگر تاکنون یاد نگرفته‌اند.یک راه این است که آن‌ها را دور هم جمع کنید و از هرکدام بخواهید که بگوید «اسم من (مثلاً) «حسن» است، و این‌ها دوستان من علی، ‌محسن، و … هستند و ببینید چه کسی می‌تواند اسامی بیشتری را به خاطر آورد. این کار به شما نیز در یادگیری نام آن‌ها کمک می‌کند!

5- کمک کنید دانش آموزان با همدیگر آشنا شوند؛ (که این عمل باعث می‌شود شما نیز با آن‌ها آشنا شوید). برای مثال، عبارتی چون «اسم من فرشید است، بهترین چیزی که در دنیا دوست دارم پیتزا است، منفورترین حیوان خانگی برای من عنکبوت است» را بین دانش آموزان کلاس به گردش در آورید

6- دانش آموزان را کاملاً آگاه کنید که در چند هفته آینده به چه کاری مشغول خواهند بود و چرا. آن‌ها را متوجه کنید که چگونه نحوه ی تدریس شما با رئوس مطالب درسی، ‌برنامه‌های آموزشی سراسری و غیره مطابقت خواهد داشت

7- مطمئن شوید آن‌ها روش ارزشیابی شما ر ا می‌دانند. به چه درس‌هایی نمره ی بیشتری تعلق خواهد گرفت و چه درس‌هایی مروری از دروس گذشته است؟ تأکید کنید که ضرورت دارد تکالیف خود را انجام دهند و مسؤولیت پیشرفت کار خود را به عهده گیرند، به خصوص در جایی که ارزشیابی مستمر وجود دارد

8- در چند فصل اول کتاب توانایی شاگردان را در آن درس آزمایش کنید و نتیجه را در برنامه ریزی‌های خود مبنای کار قرار دهید. این کار را یا می‌توانید در قالب امتحان انجام دهید و یا این که از آن‌ها بخواهید مطلبی بنویسند که برای آن‌ها حالتی خصوصی داشته باشد و به شما کمک کند نسبت به آن‌ها شناخت بیشتری پیدا کنید

9- برای آن‌ها توضیح دهید چه منابعی برای استفاده دانش آموزان وجود دارد؛ که می‌توانند مستقیماً به آن دسترسی داشته باشند، و چه منابعی از طریق آموزگار قابل دسترسی است و یا این که در کتابخانه یا مخزن کتاب موجود می‌باشد. شاگردان را تشویق کنید نسبت به اموال کلاس مثل خط کش، پاک کن، و غیره احساس مسؤولیت کنند تا در طول سال با کمبود مواجه نشوند

10- اگر در چند هفته اول هر یک از قوانین رفتاری شما زیر پا گذاشته شد، از خود واکنش قاطعانه نشان دهید. به کلاس ثابت کنید متوجه تمام اتفاقاتی هستید که در کلاس رخ می‌دهد و مایل نیستید هیچ چیزی را نادیده بگیرید. نام دانش آموزی را که کار ناشایستی انجام داده است به زبان آورید، اما شخصیت فردی هر یک از آنان را مدنظر بگیرید و مواظب باشید آنچه می‌گویید تأثیر خیلی شدید روی آن‌ها نگذارد. شاید لازم باشد با دانش آموزانی که اعتماد به نفس ندارند و عصبی هستند، رفتاری محتاطانه داشته باشید. وارد جر و بحث‌ها و مشاجرات نشوید؛ وقتی با شاگردان بیشتر آشنا شدید می‌توانید از خود انعطاف بیشتری نشان دهید

آشنایی با دانش آموزان

 وقتی مردم اسم خود شما را فراموش کردند، آن وقت متوجه می‌شوید که این مسأله چقدر ناراحت کننده است. با صدا کردن مردم با نامشان، پیغامی را که برای آن‌ها دارید، بسیار قوی‌تر و خودمانی تر می‌کنید. البته، اغلب این گونه به نظر می‌رسد که باید در آن واحد اسامی زیادی را به خاطر بسپاریم. توصیه‌های زیر می‌توانند در این مورد برای شما مفید واقع شوند. همیشه با نام‌هایی روبه رو خواهید شد که حفظ کردن آن‌ها خیلی مشکل است، اما این کار ارزش امتحان کردن را دارد. ممکن است شما تنها کسی باشید که می‌تواند چنین نام‌هایی را به خاطر بسپارید

1- اجازه دهید خود دانش آموزان نام خود را تعیین کنند! از آن‌ها بپرسید دوست دارند به چه اسمی نامیده شوند وسعی کنید آن‌ها را با همان اسامی صدا کنید، مگر آن که نام خیلی احمقانه به نظر برسد. ممکن است «محمد حسین دامغانی» دوست نداشته باشد او را محمد دامغانی صدا بزنید، ‌اما سلیم محمد زاده سمنانی بدش نیاید او را سلیم سمنانی خطاب کنید

2- نسبت به اسامی مستعار احتیاط کنید! در مورد اسامی مستعاری که در ظاهر برای ما بی آزار به نظر می‌رسند، اما در هنگام استفاده تمام کلاس را به خنده وامی دارند، احتیاط کنید. بسیار محتمل است بدون آشنایی قبلی و ناآگاهانه از اصطلاح زشتی استفاده کرده باشید!

3- هنگام سؤال کردن از دانش آموزان، آن‌ها را به نام صدا کنید. به خاطر این که بتوانید بعضی از اسامی را یاد بگیرد، نام شاگردانی را که در نظر دارید سؤالات (ساده) خود را از آن‌ها بپرسید، از دفتر کلاس استخراج کنید و به مرور زمان اسامی آن‌ها را به خاطر بسپارید

4- با استفاده از نام دانش آموزان، نقشه ای برای کلاس ترسیم کنید. نقشه ای تهیه کنید که در آن، موقعیت نشستن دانش آموزان مشخص شده باشد، و سعی کنید آن‌ها در چند جلسه ی اول و تا موقعی که بیشتر با آن‌ها آشنا شده‌اید جای خود را عوض نکنند

5- هر اسمی را که می‌آموزید، ‌به کار بگیرید. به محض این که نام چند نفر را یاد گرفتید، ‌هر دفعه با آن‌ها صحبت می‌کنید، نام آن‌ها را بر زبان آورید (البته نگذارید خیال کنند سر به سر آن‌ها می‌گذارید!)

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

کلمات کلیدی :
   1   2   3   4   5   >>   >